bloater

[ایالات متحده]/ˈbləʊtər/
[بریتانیا]/ˈbloʊtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی هریینگ دودی؛ هر ماهی که دودی یا درمان شده است.
Word Forms
جمعbloaters

عبارات و ترکیب‌ها

bloater of information

حامل اطلاعات

bloater in disguise

حامل پنهان

a website bloater

حامل وب سایت

preventing bloaters

جلوگیری از حامل‌ها

bloater of resources

حامل منابع

avoid bloaters

از حامل‌ها اجتناج کنید

جملات نمونه

the bloater is a type of fish commonly found in freshwater lakes.

بلوتر نوعی ماهی است که معمولاً در دریاچه‌های آب شیرین یافت می‌شود.

after eating too much, i felt like a bloater.

بعد از خوردن زیاد، احساس می‌کردم مثل یک بلوتر هستم.

they caught a bloater while fishing at the lake.

آنها در حین ماهیگیری در دریاچه یک بلوتر گرفتند.

the bloater can be used in various recipes.

می‌توان از بلوتر در دستورالعمل‌های مختلف استفاده کرد.

my friend often jokes about being a bloater after a big meal.

دوست من اغلب درباره اینکه بعد از یک وعده غذایی بزرگ، مثل بلوتر شده است، شوخی می‌کند.

in some cultures, bloater is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، بلوتر به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

he described the bloater's texture as soft and flaky.

او بافت بلوتر را نرم و پوسته پوسته توصیف کرد.

the chef prepared a dish featuring bloater and vegetables.

سرآشپز غذایی با بلوتر و سبزیجات تهیه کرد.

during the fishing trip, we caught several bloaters.

در طول سفر ماهیگیری، چندین بلوتر گرفتیم.

he warned me that eating too many bloaters could upset my stomach.

او به من هشدار داد که خوردن بلوتر زیاد ممکن است باعث ناراحتی معده من شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید