trade blocs
گروههای تجاری
political blocs
گروههای سیاسی
voting blocs
گروههای رایدهی
cement blocs
بلوکهای سیمانی
ice blocs
بلوکهای یخی
building blocs
بلوکهای ساختمانی
lego blocs
بلوکهای لگو
housing blocs
بلوکهای مسکونی
army blocs
بلوکهای ارتش
we need to form alliances between different blocs.
ما نیاز به ایجاد اتحاد بین بلوکهای مختلف داریم.
the political blocs are negotiating a new agreement.
بلوکهای سیاسی در حال مذاکره برای یک توافقنامه جدید هستند.
economic blocs can influence global trade policies.
بلوکهای اقتصادی میتوانند بر سیاستهای تجاری جهانی تأثیر بگذارند.
different blocs have varying interests in the project.
بلوکهای مختلف منافع متفاوتی در این پروژه دارند.
we must consider the impact of regional blocs.
ما باید تأثیر بلوکهای منطقهای را در نظر بگیریم.
several blocs are competing for leadership positions.
چند بلوک برای کسب پستهای رهبری با یکدیگر رقابت میکنند.
environmental blocs are pushing for stricter regulations.
بلوکهای زیستمحیطی در حال فشار برای وضع مقررات سختگیرانهتر هستند.
the blocs united to address common challenges.
بلوکها برای مقابله با چالشهای مشترک متحد شدند.
trade blocs can enhance economic cooperation.
بلوکهای تجاری میتوانند همکاری اقتصادی را تقویت کنند.
blocs of countries often collaborate on security issues.
بلوکهای کشورها اغلب در مسائل امنیتی با یکدیگر همکاری میکنند.
trade blocs
گروههای تجاری
political blocs
گروههای سیاسی
voting blocs
گروههای رایدهی
cement blocs
بلوکهای سیمانی
ice blocs
بلوکهای یخی
building blocs
بلوکهای ساختمانی
lego blocs
بلوکهای لگو
housing blocs
بلوکهای مسکونی
army blocs
بلوکهای ارتش
we need to form alliances between different blocs.
ما نیاز به ایجاد اتحاد بین بلوکهای مختلف داریم.
the political blocs are negotiating a new agreement.
بلوکهای سیاسی در حال مذاکره برای یک توافقنامه جدید هستند.
economic blocs can influence global trade policies.
بلوکهای اقتصادی میتوانند بر سیاستهای تجاری جهانی تأثیر بگذارند.
different blocs have varying interests in the project.
بلوکهای مختلف منافع متفاوتی در این پروژه دارند.
we must consider the impact of regional blocs.
ما باید تأثیر بلوکهای منطقهای را در نظر بگیریم.
several blocs are competing for leadership positions.
چند بلوک برای کسب پستهای رهبری با یکدیگر رقابت میکنند.
environmental blocs are pushing for stricter regulations.
بلوکهای زیستمحیطی در حال فشار برای وضع مقررات سختگیرانهتر هستند.
the blocs united to address common challenges.
بلوکها برای مقابله با چالشهای مشترک متحد شدند.
trade blocs can enhance economic cooperation.
بلوکهای تجاری میتوانند همکاری اقتصادی را تقویت کنند.
blocs of countries often collaborate on security issues.
بلوکهای کشورها اغلب در مسائل امنیتی با یکدیگر همکاری میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید