blodges

[ایالات متحده]/blɒdʒ/
[بریتانیا]/bladj/

ترجمه

n. لکه یا کثیفی، معمولاً لکه‌ای کثیف.

عبارات و ترکیب‌ها

blodge post

پست بلاگ

blodge about technology

بلاگ درباره فناوری

start a blodge

شروع یک بلاگ

blodge management

مدیریت بلاگ

new blodge platform

پلتفرم بلاگ جدید

popular blodge topics

موضوعات محبوب بلاگ

جملات نمونه

he managed to blodge the paint on the canvas.

او موفق شد رنگ را روی بوم نقاشی پخش کند.

she accidentally blodge her dress with ink.

او به طور تصادفی لباسش را با جوهر لکه دار کرد.

don't blodge the paper with too much glue.

نباید کاغذ را با مقدار زیادی چسب لکه دار کنید.

he tried to blodge the mud off his shoes.

او سعی کرد گل را از روی کفشش پاک کند.

she used a cloth to blodge the spilled juice.

او از یک پارچه برای پاک کردن آبمیوه ریخته شده استفاده کرد.

they blodge the wall with bright colors.

آنها دیوار را با رنگ های روشن نقاشی کردند.

he blodge the cake with frosting.

او کیک را با خامه پوشاند.

she blodge her artwork to create texture.

او از تکنیک های مختلف برای ایجاد بافت در اثر هنری خود استفاده کرد.

make sure not to blodge the documents.

مطمئن شوید که مدارک را لکه دار نکنید.

he likes to blodge colors together when painting.

او دوست دارد هنگام نقاشی رنگ ها را با هم ترکیب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید