bloodflow

[ایالات متحده]//ˈblʌdˌfləʊ//
[بریتانیا]//ˈblʌdˌfloʊ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکت خون در سیستم گردش خون؛ حجم خونی که در یک زمان معین از یک رگ یا عضو عبور می‌کند (نرخ جریان خون)

عبارات و ترکیب‌ها

improve bloodflow

بهبود جریان خون

increase bloodflow

افزایش جریان خون

reduce bloodflow

کاهش جریان خون

restore bloodflow

بازگرداندن جریان خون

bloodflow slows

جریان خون کند می‌شود

bloodflow stopped

جریان خون متوقف شده است

bloodflow impaired

جریان خون مختل شده است

bloodflow restriction

محدودیت جریان خون

bloodflow increases

جریان خون افزایش می‌یابد

bloodflow decreased

جریان خون کاهش یافته است

جملات نمونه

regular exercise improves bloodflow and supports heart health.

ورزش منظم باعث بهبود جریان خون و حمایت از سلامت قلب می‌شود.

warm compresses can increase bloodflow to sore muscles.

کمپرس‌های گرم می‌توانند باعث افزایش جریان خون به عضلات دردناک شوند.

smoking reduces bloodflow and slows down wound healing.

سیگار کشیدن باعث کاهش جریان خون و کند شدن روند بهبودی زخم می‌شود.

massage therapy helps stimulate bloodflow in tense areas.

ماساژ درمانی به تحریک جریان خون در مناطق سفت و سخت کمک می‌کند.

dehydration can affect bloodflow and make you feel lightheaded.

کم آبی بدن می‌تواند بر جریان خون تأثیر بگذارد و باعث سرگیجه شود.

doctors monitor bloodflow during surgery to prevent complications.

پزشکان در طول جراحی جریان خون را برای جلوگیری از عوارض رصد می‌کنند.

compression socks improve bloodflow in the legs during long flights.

جوراب‌های فشاری باعث بهبود جریان خون در پاها در طول پروازهای طولانی می‌شوند.

cold weather can restrict bloodflow to your fingers and toes.

هوا سرد می‌تواند جریان خون به انگشتان و پنجه پا را محدود کند.

stretching after work boosts bloodflow and reduces stiffness.

کششی بعد از کار باعث افزایش جریان خون و کاهش سفتی می‌شود.

high blood pressure can damage blood vessels and disrupt bloodflow.

فشار خون بالا می‌تواند به رگ‌های خونی آسیب برساند و جریان خون را مختل کند.

after the injury, swelling limited bloodflow around the joint.

پس از آسیب، تورم جریان خون را در اطراف مفصل محدود کرد.

this medication helps restore bloodflow to the affected tissue.

این دارو به بازگرداندن جریان خون به بافت آسیب دیده کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید