bloodroot

[ایالات متحده]/ˈblʌdˌruːt/
[بریتانیا]/ˈblʌdˌro͞ot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از خانواده خشخاش که بومی آمریکای شمالی است و شیره قرمز و گل‌های سفیدی دارد؛ جینسینگ آمریکایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bloodroot blooms

شکوفه‌های خونریزی

bloodroot plant

گیاه خونریزی

bloodroot medicine

داروی خونریزی

bloodroot spring ephemeral

گل زودگذر بهاری خونریزی

bloodroot woodland flower

گل جنگلی خونریزی

bloodroot delicate petals

گلبرگ‌های ظریف خونریزی

bloodroot protected species

گونه محافظت شده خونریزی

bloodroot habitat loss

از دست دادن زیستگاه خونریزی

bloodroot conservation efforts

تلاش‌های حفاظتی خونریزی

جملات نمونه

bloodroot is often used in traditional medicine.

ریشه خون معمولاً در طب سنتی استفاده می‌شود.

the flowers of the bloodroot plant bloom in early spring.

گل‌های گیاه ریشه خون در اوایل بهار شکفنده است.

many herbalists recommend bloodroot for its medicinal properties.

بسیاری از گیاه‌شناسان ریشه خون را به دلیل خواص دارویی آن توصیه می‌کنند.

bloodroot can be found in shady forest areas.

می‌توان ریشه خون را در مناطق جنگلی سایه‌دار یافت.

the roots of bloodroot are often harvested for use.

ریشه‌های ریشه خون اغلب برای استفاده برداشت می‌شوند.

some people use bloodroot as a natural dye.

برخی افراد از ریشه خون به عنوان رنگ طبیعی استفاده می‌کنند.

bloodroot has a distinctive white flower.

ریشه خون دارای گل سفیدی متمایز است.

research is being conducted on the effects of bloodroot.

تحقیقات در مورد اثرات ریشه خون در حال انجام است.

bloodroot contains compounds that may have anti-inflammatory effects.

ریشه خون حاوی ترکیباتی است که ممکن است اثرات ضد التهابی داشته باشند.

some cultures have used bloodroot in rituals and ceremonies.

برخی از فرهنگ‌ها از ریشه خون در مناسک و آیین‌ها استفاده کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید