bloomfield

[ایالات متحده]/'blu:mfi:ld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

بلومفیلد
Noun
یک زبان‌شناس و معلم آمریکایی ۱۸۸۷-۱۹۴۹.
Word Forms

جملات نمونه

Bloomfield is a beautiful town in New Jersey.

بلومفیلد یک شهر زیبا در نیوجرسی است.

The Bloomfield College campus is known for its picturesque surroundings.

حرم کالج بلومفیلد به خاطر محیط زیبای آن شناخته شده است.

She enjoys taking walks in Bloomfield Park.

او از پیاده روی در پارک بلومفیلد لذت می برد.

The Bloomfield Public Library is a popular spot for locals.

کتابخانه عمومی بلومفیلد یک مکان محبوب برای مردم محلی است.

Many families in Bloomfield have lived there for generations.

خانواده های زیادی در بلومفیلد برای نسل ها آنجا زندگی کرده اند.

Bloomfield Avenue is lined with shops and restaurants.

خیابان بلومفیلد با مغازه ها و رستوران ها پوشیده شده است.

The Bloomfield High School football team won the championship last year.

تیم فوتبال دبیرستان بلومفیلد سال گذشته قهرمان شد.

The Bloomfield neighborhood is known for its sense of community.

محله بلومفیلد به خاطر حس اجتماع خود شناخته شده است.

Local artists often showcase their work at the Bloomfield Art Center.

هنرمندان محلی اغلب آثار خود را در مرکز هنر بلومفیلد به نمایش می گذارند.

Bloomfield residents take pride in their town's history and heritage.

ساکنان بلومفیلد به تاریخ و فرهنگ شهر خود افتخار می کنند.

نمونه‌های واقعی

Bloomfield’s approach to linguistics was based on observation of the language.

رویکرد Bloomfield به زبان‌شناسی بر اساس مشاهده زبان بود.

منبع: Langman OCLM-01 words

And our menu, prepared by chef April Bloomfield, takes its inspiration from that theme.

و منوی ما که توسط سرآشپز April Bloomfield تهیه شده، الهام خود را از آن مضمون می‌گیرد.

منبع: Gossip Girl Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید