blossomings

[ایالات متحده]/ˈblɒsəmɪŋz/
[بریتانیا]/ˈblɑːsmɪŋz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند شکوفا شدن؛ حالت در حال شکوفایی.

عبارات و ترکیب‌ها

blossomings of spring

شکوفه‌های بهار

witness the blossomings

مشاهده شکوفه‌ها

celebrating the blossomings

جشن شکوفه‌ها

amidst the blossomings

در میان شکوفه‌ها

the delicate blossomings

شکوفه‌های لطیف

new life blossomings

شکوفه‌های زندگی جدید

جملات نمونه

the cherry blossomings signal the arrival of spring.

شکوفه‌های گیلاس نشان‌دهنده آغاز فصل بهار هستند.

her garden is filled with beautiful blossomings.

باغ او پر از شکوفه‌های زیبا است.

blossomings of hope can be seen in the community.

می‌توان شکوفه‌های امید را در جامعه مشاهده کرد.

the blossomings of new ideas are crucial for innovation.

شکوفه‌های ایده‌های جدید برای نوآوری بسیار مهم هستند.

during the festival, the blossomings attract many visitors.

در طول جشنواره، شکوفه‌ها بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می‌کنند.

she captured the blossomings in her painting.

او شکوفه‌ها را در نقاشی خود به تصویر کشید.

the blossomings symbolize renewal and growth.

شکوفه‌ها نماد تجدید حیات و رشد هستند.

we celebrated the blossomings of friendship during our reunion.

ما شکوفه‌های دوستی را در زمان دیدار مجدد خود جشن گرفتیم.

blossomings in nature remind us of the beauty of life.

شکوفه‌ها در طبیعت ما را به زیبایی زندگی یاد می‌کنند.

the blossomings of creativity were evident in her work.

شکوفه‌های خلاقیت در آثار او آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید