blowflies buzzing
زخم زدن گرگهای باد
attract blowflies
جذب گرگهای باد
blowflies feast
گرگهای باد غذا میخورند
repel blowflies
گرگهای باد را دفع کن
blowfly larvae
فَلَق گرگهای باد
blowflies gather
گرگهای باد جمع میشوند
killing blowflies
کشتن گرگهای باد
blowflies breed
گرگهای باد تولید میکنند
avoid blowflies
از گرگهای باد پرهیز کن
many blowflies
بسیاری از گرگهای باد
we noticed several blowflies buzzing around the compost bin.
ما چند مگس گوشتگویی را در حال گردش در کنار گوگوردها دیدیم.
the veterinarian suspected blowflies were laying eggs on the dog's wound.
دستگاه پزشکی فرض کرد که مگسهای گوشتگویی تخمگذاری در زخم سگ میکنند.
blowflies are attracted to decaying organic matter, especially in warm weather.
مگسهای گوشتگویی به مواد آلی فساد یافته جذب میشوند، به ویژه در آب و هوای گرم.
farmers often use traps to control blowfly populations in livestock.
کشاورزان اغلب از فخها برای کنترل جمعیت مگسهای گوشتگویی در دامها استفاده میکنند.
the smell of rotting fruit quickly attracts blowflies.
بوی میوههای فاسد به سرعت مگسهای گوشتگویی را جذب میکند.
we shooed away the blowflies from the picnic table.
ما مگسهای گوشتگویی را از میز چایگری پیاده میکنیم.
blowfly larvae feed on decaying flesh, posing a risk to livestock.
لارو مگس گوشتگویی روی گوشت فساد یافته تغذیه میکنند و خطری برای دامها ایجاد میکنند.
the presence of blowflies indicates a potential problem with the carcass.
وجود مگسهای گوشتگویی نشان دهنده یک مشکل محتمل در گوشت است.
we used fly spray to deter the blowflies from entering the house.
ما از اسپری مگس برای جلوگیری از ورود مگسهای گوشتگویی به خانه استفاده کردیم.
blowflies can transmit diseases, so it's important to control their numbers.
مگسهای گوشتگویی میتوانند بیماریها را منتقل کنند، بنابراین کنترل تعداد آنها مهم است.
the researcher studied the life cycle of blowflies in the laboratory.
پژوهشگر چرخه زندگی مگسهای گوشتگویی را در آزمایشگاه مورد مطالعه قرار داد.
blowflies buzzing
زخم زدن گرگهای باد
attract blowflies
جذب گرگهای باد
blowflies feast
گرگهای باد غذا میخورند
repel blowflies
گرگهای باد را دفع کن
blowfly larvae
فَلَق گرگهای باد
blowflies gather
گرگهای باد جمع میشوند
killing blowflies
کشتن گرگهای باد
blowflies breed
گرگهای باد تولید میکنند
avoid blowflies
از گرگهای باد پرهیز کن
many blowflies
بسیاری از گرگهای باد
we noticed several blowflies buzzing around the compost bin.
ما چند مگس گوشتگویی را در حال گردش در کنار گوگوردها دیدیم.
the veterinarian suspected blowflies were laying eggs on the dog's wound.
دستگاه پزشکی فرض کرد که مگسهای گوشتگویی تخمگذاری در زخم سگ میکنند.
blowflies are attracted to decaying organic matter, especially in warm weather.
مگسهای گوشتگویی به مواد آلی فساد یافته جذب میشوند، به ویژه در آب و هوای گرم.
farmers often use traps to control blowfly populations in livestock.
کشاورزان اغلب از فخها برای کنترل جمعیت مگسهای گوشتگویی در دامها استفاده میکنند.
the smell of rotting fruit quickly attracts blowflies.
بوی میوههای فاسد به سرعت مگسهای گوشتگویی را جذب میکند.
we shooed away the blowflies from the picnic table.
ما مگسهای گوشتگویی را از میز چایگری پیاده میکنیم.
blowfly larvae feed on decaying flesh, posing a risk to livestock.
لارو مگس گوشتگویی روی گوشت فساد یافته تغذیه میکنند و خطری برای دامها ایجاد میکنند.
the presence of blowflies indicates a potential problem with the carcass.
وجود مگسهای گوشتگویی نشان دهنده یک مشکل محتمل در گوشت است.
we used fly spray to deter the blowflies from entering the house.
ما از اسپری مگس برای جلوگیری از ورود مگسهای گوشتگویی به خانه استفاده کردیم.
blowflies can transmit diseases, so it's important to control their numbers.
مگسهای گوشتگویی میتوانند بیماریها را منتقل کنند، بنابراین کنترل تعداد آنها مهم است.
the researcher studied the life cycle of blowflies in the laboratory.
پژوهشگر چرخه زندگی مگسهای گوشتگویی را در آزمایشگاه مورد مطالعه قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید