blowflies

[ایالات متحده]/[ˈbləʊflaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈbloʊflaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مух‌های خانواده Calliphoridae که معمولاً آبی یا سبز هستند و به گوشت گوساله جذب می‌شوند؛ جمع‌شمار blowfly.

عبارات و ترکیب‌ها

blowflies buzzing

زخم زدن گرگ‌های باد

attract blowflies

جذب گرگ‌های باد

blowflies feast

گرگ‌های باد غذا می‌خورند

repel blowflies

گرگ‌های باد را دفع کن

blowfly larvae

فَلَق گرگ‌های باد

blowflies gather

گرگ‌های باد جمع می‌شوند

killing blowflies

کشتن گرگ‌های باد

blowflies breed

گرگ‌های باد تولید می‌کنند

avoid blowflies

از گرگ‌های باد پرهیز کن

many blowflies

بسیاری از گرگ‌های باد

جملات نمونه

we noticed several blowflies buzzing around the compost bin.

ما چند مگس گوشت‌گویی را در حال گردش در کنار گوگوردها دیدیم.

the veterinarian suspected blowflies were laying eggs on the dog's wound.

دستگاه پزشکی فرض کرد که مگس‌های گوشت‌گویی تخم‌گذاری در زخم سگ می‌کنند.

blowflies are attracted to decaying organic matter, especially in warm weather.

مگس‌های گوشت‌گویی به مواد آلی فساد یافته جذب می‌شوند، به ویژه در آب و هوای گرم.

farmers often use traps to control blowfly populations in livestock.

کشاورزان اغلب از فخ‌ها برای کنترل جمعیت مگس‌های گوشت‌گویی در دام‌ها استفاده می‌کنند.

the smell of rotting fruit quickly attracts blowflies.

بوی میوه‌های فاسد به سرعت مگس‌های گوشت‌گویی را جذب می‌کند.

we shooed away the blowflies from the picnic table.

ما مگس‌های گوشت‌گویی را از میز چای‌گری پیاده می‌کنیم.

blowfly larvae feed on decaying flesh, posing a risk to livestock.

لارو مگس گوشت‌گویی روی گوشت فساد یافته تغذیه می‌کنند و خطری برای دام‌ها ایجاد می‌کنند.

the presence of blowflies indicates a potential problem with the carcass.

وجود مگس‌های گوشت‌گویی نشان دهنده یک مشکل محتمل در گوشت است.

we used fly spray to deter the blowflies from entering the house.

ما از اسپری مگس برای جلوگیری از ورود مگس‌های گوشت‌گویی به خانه استفاده کردیم.

blowflies can transmit diseases, so it's important to control their numbers.

مگس‌های گوشت‌گویی می‌توانند بیماری‌ها را منتقل کنند، بنابراین کنترل تعداد آن‌ها مهم است.

the researcher studied the life cycle of blowflies in the laboratory.

پژوهشگر چرخه زندگی مگس‌های گوشت‌گویی را در آزمایشگاه مورد مطالعه قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید