bows

[ایالات متحده]/[ˈbəʊz]/
[بریتانیا]/[ˈboʊz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلاحی با بدنه منحنی و ریسمان برای پرتوان کردن تیرها؛ حرکت احترام یا سلام؛ جلوی یک کشتی.
v. خم شدن از لگن؛ پرتوان کردن با کمان.

عبارات و ترکیب‌ها

bows and arrows

کمان و فلک

takes a bow

یک کمان می گیرد

bows down

پایین می رود

bowing head

سر خم کردن

bows deeply

عمقآ خم می شود

hair bows

کشکت های مو

bows out

خارج می شود

bows respectfully

احترامآ خم می شود

bows before

قبل از

bows to

به

جملات نمونه

the archer bows his arrow towards the target.

کشیش تیرش را به سمت هدف خم می‌کند.

she bows her head in respect to the elders.

او سر خود را به احترام به بزرگان خم می‌کند.

the ship's bow cut through the waves.

پشت کشتی از امواج عبور کرد.

he bows deeply to show his gratitude.

او به طور عمیقی خم می‌شود تا امتنان خود را نشان دهد.

the dancer bows to the audience after the performance.

پس از نمایش، رقصنده به مخاطب خم می‌کند.

the bridge has a beautiful stone bow.

پل یک پشت زیبای سنگ دارد.

the violin player bows the strings to create music.

گیتار ساز با خم کردن ریس‌ها موسیقی می‌سازد.

the ship's bow was damaged in the storm.

پشت کشتی در طوفان آسیب دید.

she bows to the challenge of learning a new language.

او به چالش یادگیری زبان جدید خم می‌کند.

the actor bows as he exits the stage.

بازیگر در هنگام خروج از صحنه خم می‌شود.

the tree branch formed a graceful bow.

شاخه درخت یک پشت زیبایی تشکیل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید