bluebill

[ایالات متحده]/bluːˈbɪl/
[بریتانیا]/blooˈbil/

ترجمه

n. نوعی از مرغابی با منقار آبی، که به عنوان "مرغابی آبی‌منقار" نیز شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعbluebills

عبارات و ترکیب‌ها

bluebill payment

پرداخت صورت‌حساب بلوبیل

check the bluebill

بررسی صورت‌حساب بلوبیل

issue a bluebill

صدور صورت‌حساب بلوبیل

bluebill invoice

صورت‌حساب بلوبیل

bluebill amount

مبلغ صورت‌حساب بلوبیل

bluebill details

جزئیات صورت‌حساب بلوبیل

submit the bluebill

ارسال صورت‌حساب بلوبیل

verify the bluebill

تایید صورت‌حساب بلوبیل

bluebill discrepancy

ناهمخوانی صورت‌حساب بلوبیل

جملات نمونه

the bluebill is known for its distinctive coloration.

ماهی‌بلوبل به خاطر رنگ‌آمیزی خاص خود شناخته شده است.

many birdwatchers are excited to spot a bluebill.

بسیاری از پرنده‌نگران برای دیدن یک ماهی‌بلوبل هیجان‌زده هستند.

the bluebill migrates to warmer regions in winter.

ماهی‌بلوبل در زمستان به مناطق گرم‌تر مهاجرت می‌کند.

researchers study the bluebill's feeding habits.

محققان عادات تغذیه‌ای ماهی‌بلوبل را مطالعه می‌کنند.

bluebills often inhabit marshy areas and wetlands.

ماهی‌بلوبل‌ها اغلب در مناطق باتلاقی و تالابی زندگی می‌کنند.

the male bluebill is more colorful than the female.

ماهی‌بلوبل نر از ماهی‌بلوبل ماده رنگارنگ‌تر است.

during spring, bluebills can be seen displaying their courtship behavior.

در فصل بهار، می‌توان ماهی‌بلوبل‌ها را در حال نشان دادن رفتار جفت‌گیری خود مشاهده کرد.

conservation efforts are important for protecting the bluebill's habitat.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه ماهی‌بلوبل مهم هستند.

in some cultures, the bluebill is a symbol of good luck.

در برخی فرهنگ‌ها، ماهی‌بلوبل نماد شانس خوب است.

photographers often seek to capture the beauty of the bluebill.

عکاسان اغلب به دنبال ثبت زیبایی ماهی‌بلوبل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید