bluecoat

[ایالات متحده]/'bluːkəʊt/
[بریتانیا]/ˈbluˌkot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر پلیس؛ سرباز
Word Forms
جمعbluecoats

عبارات و ترکیب‌ها

navy bluecoat

معطف آبی نیروی دریایی

wool bluecoat

معطف آبی پشمی

long bluecoat

معطف آبی بلند

classic bluecoat

معطف آبی کلاسیک

جملات نمونه

The bluecoat police officer patrolled the streets diligently.

سروان پلیس با روپوش آبی خیابان‌ها را با دقت گشت.

The bluecoat security guard checked everyone's ID before allowing them into the building.

نگهبان امنیتی با روپوش آبی قبل از ورود به ساختمان، مدارک شناسایی همه را بررسی کرد.

The bluecoat jacket matched perfectly with her outfit.

ژاکت آبی‌رنگ با لباس او به خوبی هماهنگ بود.

The bluecoat sailor guided the ship safely through the storm.

ملوان با روپوش آبی کشتی را با خیال راحت از میان طوفان عبور داد.

The bluecoat school uniform was mandatory for all students.

این یونیفرم آبی‌رنگ مدرسه برای همه دانش‌آموزان اجباری بود.

The bluecoat bus driver greeted each passenger with a smile.

راننده اتوبار با روپوش آبی با لبخند به هر مسافری خوشامد گفت.

The bluecoat diplomat represented the country at the international conference.

دیپلمات با روپوش آبی کشور را در کنفرانس بین‌المللی نمایندگی کرد.

The bluecoat lifeguard rescued the drowning swimmer just in time.

نجات‌دهنده با روپوش آبی به موقع شناگر غرق شده را نجات داد.

The bluecoat chef prepared a delicious seafood dish for the guests.

سرآشپز با روپوش آبی یک غذای دریایی خوشمزه برای مهمانان تهیه کرد.

The bluecoat airline pilot ensured a smooth flight for all passengers.

خلبان خطوط هوایی با روپوش آبی اطمینان حاصل کرد که پرواز برای همه مسافران روان باشد.

نمونه‌های واقعی

1017--I longed to know if he'd be married in his bluecoat.

1017--من مشتاق بودم بدانم آیا او با لباس آبی‌اش ازدواج خواهد کرد.

منبع: Pride and Prejudice 2005

Although Pitty had written that Atlanta was garrisoned and the streets full of soldiers, the first sight of the bluecoat startled and frightened her.

اگرچه پیتی نوشته بود که آتلانتا مستقر بود و خیابان‌ها پر از سرباز بودند، اولین نگاه به لباس آبی او را غافلگیر و ترساند.

منبع: Gone with the Wind

But, to Scarlett, watching the bluecoats pour into the front hall, it was not a countrywide affair. It was entirely personal, a malicious action aimed directly at her and hers.

اما برای اسکارلت، تماشای سربازان لباس آبی که وارد تالار ورودی می‌شدند، یک موضوع سراسری نبود. کاملاً شخصی بود، یک اقدام خصمانه که مستقیماً به او و خانواده‌اش هدف گرفته شده بود.

منبع: Gone with the Wind

When Lincoln refused to exchange prisoners, believing it would hasten the end of the war to burden the Confederacy with the feeding and guarding of Union prisoners, there were thousands of bluecoats at Andersonville, Georgia.

وقتی لینکلن از تبادل اسیران امتناع کرد، معتقد بود که بار کردن کنفدراسیون با تغذیه و محافظت از اسیران اتحادیه، روند پایان جنگ را تسریع خواهد کرد، هزاران سرباز لباس آبی در اندرسونویل، جورجیا وجود داشتند.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید