blueing

[ایالات متحده]/ˈbluːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbljuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگ یا سایه آبی
n. ماده‌ای که برای سفید کردن پارچه با دادن سایه آبی استفاده می‌شود
v. به چیزی رنگ یا سایه آبی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

blueing the jeans

آبی کردن جین

feeling blueing

احساس آبی شدن

blueing his eyes

آبی کردن چشمانش

a blueing sky

یک آسمان آبی

blueing water stain

لکه‌ی آبی آب

a blueing mood

یک حالت آبی

جملات نمونه

blueing can enhance the brightness of white fabrics.

استفاده از نرم کننده می‌تواند باعث افزایش روشنایی پارچه های سفید شود.

many laundry detergents contain blueing agents.

بسیاری از مواد شوینده حاوی نرم کننده هستند.

she added blueing to the wash to brighten her clothes.

او نرم کننده به لباس‌هایش اضافه کرد تا آن‌ها را روشن کند.

blueing is often used in the textile industry.

نرم کننده اغلب در صنعت نساجی استفاده می‌شود.

using blueing can help achieve a whiter appearance.

استفاده از نرم کننده می‌تواند به دستیابی به ظاهری روشن‌تر کمک کند.

some people prefer natural blueing alternatives.

برخی افراد جایگزین‌های طبیعی برای نرم کننده را ترجیح می‌دهند.

blueing can be applied in various stages of washing.

می‌توان نرم کننده را در مراحل مختلف شستشو استفاده کرد.

proper use of blueing can prevent yellowing of fabrics.

استفاده صحیح از نرم کننده می‌تواند از زرد شدن پارچه ها جلوگیری کند.

blueing products are available in liquid and powder forms.

محصولات نرم کننده به صورت مایع و پودری در دسترس هستند.

she learned how to use blueing from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه از نرم کننده استفاده کند، از مادربزرگش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید