bluing

[ایالات متحده]/ˈbljuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbluːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با رنگ آبی رنگ کردن یا درمان کردن
n. عامل آبی کننده، ماده‌ای که برای آبی کردن چیزها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

bluing agent

عامل آب‌کاری

bluing the steel

آب‌کاری فولاد

to blue something

آب‌کاری کردن چیزی

bluing process

فرآیند آب‌کاری

a bluing effect

اثر آب‌کاری

bluing powder

پودر آب‌کاری

a bluing solution

محلول آب‌کاری

bluing liquid

مایع آب‌کاری

جملات نمونه

she is bluing the fabric to give it a unique look.

او در حال آبی کردن پارچه است تا به آن ظاهری منحصر به فرد بدهد.

the artist used bluing to enhance the painting's depth.

هنرمند از آبی برای افزایش عمق نقاشی استفاده کرد.

he learned the technique of bluing metal for better aesthetics.

او تکنیک آبی کردن فلز را برای زیبایی بیشتر یاد گرفت.

they applied bluing to the steel to prevent rust.

آنها برای جلوگیری از زنگ زدگی، از آبی روی فولاد استفاده کردند.

her dress was bluing beautifully in the sunlight.

لباس او در نور خورشید به زیبایی آبی می شد.

we decided to use bluing for the wedding decorations.

ما تصمیم گرفتیم از آبی برای تزیینات عروسی استفاده کنیم.

he prefers bluing over traditional dyeing methods.

او ترجیح می دهد از روش آبی کردن به جای روش های سنتی رنگرزی استفاده کند.

the bluing process requires careful handling of chemicals.

فرآیند آبی کردن نیاز به رسیدگی دقیق به مواد شیمیایی دارد.

after bluing, the fabric became more vibrant and appealing.

پس از آبی کردن، پارچه زنده‌تر و جذاب‌تر شد.

she added bluing to her laundry to brighten the whites.

او برای روشن کردن سفیدها، مقداری آبی به لباس های خود اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید