decoloring

[ایالات متحده]/ˌdiːˈkʌlərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdiːˈkʌlərɪŋ/

ترجمه

adj. رنگ باخته
n. فرآیند حذف رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

decoloring agent

عامل زدایی رنگ

decoloring process

فرآیند زدایی رنگ

decoloring method

روش زدایی رنگ

decoloring effect

اثر زدایی رنگ

decoloring solution

راه حل زدایی رنگ

decoloring technique

تکنیک زدایی رنگ

decoloring treatment

درمان زدایی رنگ

decoloring agent use

استفاده از عامل زدایی رنگ

decoloring reaction

واکنش زدایی رنگ

decoloring substances

مواد زدایی رنگ

جملات نمونه

the decoloring process can damage some fabrics.

فرآیند از بین بردن رنگ ممکن است به برخی از پارچه ها آسیب برساند.

she is experimenting with decoloring techniques in her art project.

او در حال آزمایش تکنیک های از بین بردن رنگ در پروژه هنری خود است.

decoloring agents are often used in textile manufacturing.

عوامل از بین بردن رنگ اغلب در تولید منسوجات استفاده می شوند.

he noticed the decoloring of his favorite shirt after washing.

او متوجه از بین رفتن رنگ پیراهن مورد علاقه خود پس از شستشو شد.

the decoloring effect can create unique patterns.

اثر از بین بردن رنگ می تواند الگوهای منحصر به فردی ایجاد کند.

they are researching new methods for decoloring wastewater.

آنها در حال تحقیق در مورد روش های جدید برای از بین بردن رنگ آب های زائد هستند.

decoloring can be a sign of aging in certain materials.

از بین بردن رنگ می تواند نشانه ای از پیری در مواد خاص باشد.

she prefers natural decoloring methods over chemical ones.

او روش های طبیعی از بین بردن رنگ را بر روش های شیمیایی ترجیح می دهد.

the decoloring of the paint revealed the underlying colors.

از بین رفتن رنگ رنگ نقاشی رنگ های زیرین را آشکار کرد.

he learned the basics of decoloring in his chemistry class.

او اصول اولیه از بین بردن رنگ را در کلاس شیمی خود آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید