blueweeds

[ایالات متحده]/bluːwid/
[بریتانیا]/blooˈwid/

ترجمه

n. نوعی گیاه با گل‌های آبی.

عبارات و ترکیب‌ها

blueweed plant

گیاه بلوبید

blueweed invasion

تهاجم بلوبید

blueweed eradication

کنساموزی بلوبید

identify blueweed

شناسایی بلوبید

blueweed control methods

روش‌های کنترل بلوبید

blueweed problem areas

مناطط مشکل‌ساز بلوبید

blueweed allergy symptoms

علائم آلرژی بلوبید

avoid blueweed contact

از تماس با بلوبید خودداری کنید

جملات نمونه

blueweed is often found in dry, rocky areas.

گیاه بلوبیو معمولاً در مناطق خشک و صخره ای یافت می شود.

the bright blue flowers of blueweed attract many bees.

گل‌های آبی روشن بلوبیو بسیاری از زنبورها را جذب می‌کند.

farmers sometimes consider blueweed a weed in their fields.

کشاورزان گاهی اوقات بلوبیو را به عنوان علف هرز در مزارع خود در نظر می گیرند.

blueweed can be used for medicinal purposes.

بلوبیو را می توان برای اهداف دارویی استفاده کرد.

the leaves of blueweed are lance-shaped and hairy.

برگ‌های بلوبیو نوک‌دار و پوشیده از مو هستند.

in some regions, blueweed is considered invasive.

در برخی مناطق، بلوبیو به عنوان گونه مهاجم در نظر گرفته می شود.

blueweed blooms from late spring to early summer.

بلوبیو از اواخر بهار تا اوایل تابستان شکوفا می شود.

the vibrant color of blueweed makes it a popular garden plant.

رنگ زنده بلوبیو آن را به گیاه باغبانی محبوبی تبدیل کرده است.

blueweed is known for its unique, striking appearance.

بلوبیو به دلیل ظاهر منحصر به فرد و چشمگیرش شناخته شده است.

many artists have painted landscapes featuring blueweed.

بسیاری از هنرمندان مناظری با الهام از بلوبیو نقاشی کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید