boating

[ایالات متحده]/'bəʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت آبی که شامل استفاده از قایق‌ها می‌شود

جملات نمونه

They are boating on the lake.

آنها در حال قایق سواری در دریاچه هستند.

Will you go boating with me?

آیا می‌خواهید با من قایق‌سواری کنید؟

sad people singing boating songs.

افراد ناراحت که آهنگ‌های قایق‌سواری می‌خوانند.

your boating will mostly be confined to a few hours at weekends.

قایق‌سواری شما بیشتر به چند ساعت آخر هفته محدود خواهد شد.

The LightShip is great for all kinds of applications, including boating and marine, RVs and camping and for travel.

LightShip برای انواع کاربردها عالی است، از جمله قایق‌سواری و دریایی، RV و کمپینگ و مسافرت.

, is situated on Alsea Bay, near activities including boating, fishing, kayaking, canoeing, crabbing and clamming.

, در خلیج آلسا واقع شده است، در نزدیکی فعالیت‌هایی از جمله قایق‌سواری، ماهیگیری، کایاک‌سواری، کانوئینگ، صید خرچنگ و صدف‌گیری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید