bobber

[ایالات متحده]/ˈbɒbər/
[بریتانیا]/ˈbɑːbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه شناور که در ماهیگیری برای نشان دادن زمانی که یک ماهی طعمه را گرفته است استفاده می‌شود.; یک شیء کوچک و شناور که بر روی آب شناور است.
Word Forms
جمعbobbers

عبارات و ترکیب‌ها

replace the bobber

جایگزین کردن شناور

bobber fishing technique

تکنیک ماهیگیری با شناور

a colorful bobber

یک شناور رنگارنگ

a heavy bobber

یک شناور سنگین

جملات نمونه

the bobber floated on the surface of the water.

جعبة روی سطح آب شناور بود.

i attached a bobber to my fishing line.

من یک جعبة به نخ ماهیگیری‌ام وصل کردم.

he watched the bobber closely for any movement.

او به دقت به دنبال هرگونه حرکت به جعبة نگاه کرد.

adjusting the bobber depth can improve your catch.

تنظیم عمق جعبة می‌تواند صید شما را بهبود بخشد.

the bright color of the bobber made it easy to see.

رنگ روشن جعبة باعث شد به راحتی قابل مشاهده باشد.

using a bobber is a popular technique among anglers.

استفاده از جعبة یک تکنیک محبوب در بین ماهیگیران است.

she prefers a slip bobber for better casting.

او ترجیح می‌دهد از یک جعبة لغزنده برای پرتاب بهتر استفاده کند.

the bobber went under, signaling a fish was biting.

جعبة زیر آب رفت و نشان داد که یک ماهی در حال گاز زدن است.

he painted his bobber to make it more attractive.

او جعبة خود را رنگ کرد تا آن را جذاب‌تر کند.

a bobber can help you detect subtle bites.

یک جعبة می‌تواند به شما کمک کند تا ضربه‌های ظریف را تشخیص دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید