| جمع | bobbysockss |
wear bobbysocks
پوشیدن بابیسُکها
white bobbysocks
بابیسُکهای سفید
pink bobbysocks
بابیسُکهای صورتی
clean bobbysocks
بابیسُکهای تمیز
fold bobbysocks
پرچم کردن بابیسُکها
her bobbysocks
بابیسُکهای او
bobbysocks style
سبک بابیسُکها
cotton bobbysocks
بابیسُکهای پنبهای
bobbysocks trend
رُوند بابیسُکها
pair of bobbysocks
جفت بابیسُکها
the teenage girls wore white bobbysocks with their pleated skirts.
دختران جوان با کمربند چینی خود کمربند سفید پاپوشی را پوشیدند.
she rolled her bobbysocks down for a more casual look.
او کمربند پاپوشی خود را پایین کشید تا به نظر بیشتر آرام باشد.
bobby socks were a symbol of youthful rebellion in the 1950s.
کمربند پاپوشی در دهه 1950 نماد بیبهرهگری جوانان بود.
the dance hall was filled with girls wearing colorful bobbysocks.
سالن رقص با دخترانی پر شد که کمربند پاپوشی رنگارنگ پوشیده بودند.
vintage photographs often show teenagers wearing bobbysocks and leather jackets.
عکسهای قدیمی اغلب نوجوانان را با کمربند پاپوشی و کتهای چرمی نشان میدهند.
my grandmother still keeps a pair of her old bobbysocks from high school.
مادربزرگ من هنوز یک جفت کمربند پاپوشی قدیمی از دوران دبیرستان خود را حفظ میکند.
the bobbysocks craze swept across america during the post-war years.
عروسه کمربند پاپوشی در سالهای پس از جنگ در آمریکا گسترش یافت.
she bought three pairs of striped bobbysocks at the department store.
او سه جفت کمربند پاپوشی با الگوی خطوط را از فروشگاه اداری خرید.
the fashion of wearing bobbysocks became popular among college students.
موضه پوشیدن کمربند پاپوشی در میان دانشجویان محبوب شد.
bright red bobbysocks added a pop of color to her outfit.
کمربند پاپوشی قرمز روشن به لباس او یک نمایش رنگی اضافه کرد.
the characters in the movie wear authentic 1950s-style bobbysocks.
شخصیتهای فیلم کمربند پاپوشی سبک 1950 را با واقعیت پوشیدهاند.
bobbysocks remain a nostalgic fashion symbol from decades past.
کمربند پاپوشی هنوز یک نماد مدی خاطرهانگیز از دهههای گذشته است.
wear bobbysocks
پوشیدن بابیسُکها
white bobbysocks
بابیسُکهای سفید
pink bobbysocks
بابیسُکهای صورتی
clean bobbysocks
بابیسُکهای تمیز
fold bobbysocks
پرچم کردن بابیسُکها
her bobbysocks
بابیسُکهای او
bobbysocks style
سبک بابیسُکها
cotton bobbysocks
بابیسُکهای پنبهای
bobbysocks trend
رُوند بابیسُکها
pair of bobbysocks
جفت بابیسُکها
the teenage girls wore white bobbysocks with their pleated skirts.
دختران جوان با کمربند چینی خود کمربند سفید پاپوشی را پوشیدند.
she rolled her bobbysocks down for a more casual look.
او کمربند پاپوشی خود را پایین کشید تا به نظر بیشتر آرام باشد.
bobby socks were a symbol of youthful rebellion in the 1950s.
کمربند پاپوشی در دهه 1950 نماد بیبهرهگری جوانان بود.
the dance hall was filled with girls wearing colorful bobbysocks.
سالن رقص با دخترانی پر شد که کمربند پاپوشی رنگارنگ پوشیده بودند.
vintage photographs often show teenagers wearing bobbysocks and leather jackets.
عکسهای قدیمی اغلب نوجوانان را با کمربند پاپوشی و کتهای چرمی نشان میدهند.
my grandmother still keeps a pair of her old bobbysocks from high school.
مادربزرگ من هنوز یک جفت کمربند پاپوشی قدیمی از دوران دبیرستان خود را حفظ میکند.
the bobbysocks craze swept across america during the post-war years.
عروسه کمربند پاپوشی در سالهای پس از جنگ در آمریکا گسترش یافت.
she bought three pairs of striped bobbysocks at the department store.
او سه جفت کمربند پاپوشی با الگوی خطوط را از فروشگاه اداری خرید.
the fashion of wearing bobbysocks became popular among college students.
موضه پوشیدن کمربند پاپوشی در میان دانشجویان محبوب شد.
bright red bobbysocks added a pop of color to her outfit.
کمربند پاپوشی قرمز روشن به لباس او یک نمایش رنگی اضافه کرد.
the characters in the movie wear authentic 1950s-style bobbysocks.
شخصیتهای فیلم کمربند پاپوشی سبک 1950 را با واقعیت پوشیدهاند.
bobbysocks remain a nostalgic fashion symbol from decades past.
کمربند پاپوشی هنوز یک نماد مدی خاطرهانگیز از دهههای گذشته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید