bodiced corset
سینه بند کورسو
bodiced dress
لباس با کرست
bodiced figure
تصویر با کرست
bodiced statue
مجسمه با کرست
she wore a beautifully bodiced dress to the gala.
او یک لباس مجلسی با طراحی زیبا و فیتدار به مهمانی پوشید.
the bodiced design accentuated her figure perfectly.
طراحی فیتدار، اندام او را به خوبی برجسته میکرد.
he admired the bodiced tailoring of the suit.
او دوخت و طراحی فیتدار لباس را تحسین کرد.
fashion trends often include bodiced tops.
ترندهای مد اغلب شامل بلوزهای فیتدار هستند.
the bodiced style is popular among young women.
سبک فیتدار در میان زنان جوان محبوب است.
she felt confident in her bodiced outfit.
او در لباس فیتدارش احساس اعتماد به نفس کرد.
many brides choose bodiced wedding gowns.
عروسهای زیادی لباس عروس با طراحی فیتدار انتخاب میکنند.
the bodiced ensemble was a hit at the party.
ست لباس فیتدار در مهمانی بسیار محبوب بود.
he designed a bodiced jacket that was both stylish and comfortable.
او یک ژاکت فیتدار طراحی کرد که هم شیک و هم راحت بود.
she prefers bodiced clothing for its flattering fit.
او به دلیل اندام مناسب، لباسهای فیتدار را ترجیح میدهد.
bodiced corset
سینه بند کورسو
bodiced dress
لباس با کرست
bodiced figure
تصویر با کرست
bodiced statue
مجسمه با کرست
she wore a beautifully bodiced dress to the gala.
او یک لباس مجلسی با طراحی زیبا و فیتدار به مهمانی پوشید.
the bodiced design accentuated her figure perfectly.
طراحی فیتدار، اندام او را به خوبی برجسته میکرد.
he admired the bodiced tailoring of the suit.
او دوخت و طراحی فیتدار لباس را تحسین کرد.
fashion trends often include bodiced tops.
ترندهای مد اغلب شامل بلوزهای فیتدار هستند.
the bodiced style is popular among young women.
سبک فیتدار در میان زنان جوان محبوب است.
she felt confident in her bodiced outfit.
او در لباس فیتدارش احساس اعتماد به نفس کرد.
many brides choose bodiced wedding gowns.
عروسهای زیادی لباس عروس با طراحی فیتدار انتخاب میکنند.
the bodiced ensemble was a hit at the party.
ست لباس فیتدار در مهمانی بسیار محبوب بود.
he designed a bodiced jacket that was both stylish and comfortable.
او یک ژاکت فیتدار طراحی کرد که هم شیک و هم راحت بود.
she prefers bodiced clothing for its flattering fit.
او به دلیل اندام مناسب، لباسهای فیتدار را ترجیح میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید