well-suited
مناسب
perfectly suited
به طور کامل مناسب
ideally suited
به طور ایده آل مناسب
suitably matched
به طور مناسب تطبیق داده شده
the task is ideally suited to a computer.
وظیفه به طور ایده آل برای یک کامپیوتر مناسب است.
an approach especially suited to the adult learner
روشی که به ویژه برای یادگیرنده بزرگسال مناسب است
The NCOs suited the recruits in green uniforms.
سروانها لباسهای سبز به کارآموزان میخورد.
He suited his speech to the audience.
او لحن سخنرانی خود را با توجه به مخاطبان تنظیم کرد.
When you've suited up, come into the machine room.
وقتی آماده شدید، وارد اتاق ماشین شوید.
Is this a job for which you are genuinely suited?
آیا این شغلی است که شما به طور واقعی برای آن مناسب هستید؟
She was ideally suited to the job.
او به طور ایده آل برای این شغل مناسب بود.
lands that are well suited to dairy farming
زمینهایی که برای دامداری مناسب هستند
her black hair suited her elfin face.
موهای سیاه او با چهره پریانپسندش همخوانی داشت.
the book seems well-suited to the interested layman.
به نظر میرسد این کتاب برای یک فرد غیرمتخصص علاقهمند بسیار مناسب است.
he lied whenever it suited him.
او هر زمان که برایش مناسب بود دروغ میگفت.
I suited up and entered the water.
من لباس مناسب پوشیدم و وارد آب شدم.
her fair colouring suited soft, warm shades.
رنگ پوست روشن او با سایههای ملایم و گرم هماهنگی داشت.
job responsibilities suited to her abilities.
مسئولیتهای شغلی متناسب با تواناییهای او.
We found him work more suited to his abilities.
ما شغلی را که بیشتر با تواناییهای او مطابقت داشت برایش پیدا کردیم.
He wasn't suited for the job and left after two weeks.
او برای این شغل مناسب نبود و پس از دو هفته استعفا داد.
Jim and Mary seem suited to each other, in spite of their quarrels.
به نظر میرسد جیم و مری برای یکدیگر مناسب هستند، با وجود بحثهایشان.
It was a relationship without strings (= without too much responsibility or commitment ) which suited them both.
این یک رابطه بدون تعهد بود (بدون مسئولیت یا تعهد زیاد) که برای هر دو نفر مناسب بود.
well-suited
مناسب
perfectly suited
به طور کامل مناسب
ideally suited
به طور ایده آل مناسب
suitably matched
به طور مناسب تطبیق داده شده
the task is ideally suited to a computer.
وظیفه به طور ایده آل برای یک کامپیوتر مناسب است.
an approach especially suited to the adult learner
روشی که به ویژه برای یادگیرنده بزرگسال مناسب است
The NCOs suited the recruits in green uniforms.
سروانها لباسهای سبز به کارآموزان میخورد.
He suited his speech to the audience.
او لحن سخنرانی خود را با توجه به مخاطبان تنظیم کرد.
When you've suited up, come into the machine room.
وقتی آماده شدید، وارد اتاق ماشین شوید.
Is this a job for which you are genuinely suited?
آیا این شغلی است که شما به طور واقعی برای آن مناسب هستید؟
She was ideally suited to the job.
او به طور ایده آل برای این شغل مناسب بود.
lands that are well suited to dairy farming
زمینهایی که برای دامداری مناسب هستند
her black hair suited her elfin face.
موهای سیاه او با چهره پریانپسندش همخوانی داشت.
the book seems well-suited to the interested layman.
به نظر میرسد این کتاب برای یک فرد غیرمتخصص علاقهمند بسیار مناسب است.
he lied whenever it suited him.
او هر زمان که برایش مناسب بود دروغ میگفت.
I suited up and entered the water.
من لباس مناسب پوشیدم و وارد آب شدم.
her fair colouring suited soft, warm shades.
رنگ پوست روشن او با سایههای ملایم و گرم هماهنگی داشت.
job responsibilities suited to her abilities.
مسئولیتهای شغلی متناسب با تواناییهای او.
We found him work more suited to his abilities.
ما شغلی را که بیشتر با تواناییهای او مطابقت داشت برایش پیدا کردیم.
He wasn't suited for the job and left after two weeks.
او برای این شغل مناسب نبود و پس از دو هفته استعفا داد.
Jim and Mary seem suited to each other, in spite of their quarrels.
به نظر میرسد جیم و مری برای یکدیگر مناسب هستند، با وجود بحثهایشان.
It was a relationship without strings (= without too much responsibility or commitment ) which suited them both.
این یک رابطه بدون تعهد بود (بدون مسئولیت یا تعهد زیاد) که برای هر دو نفر مناسب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید