boe

[ایالات متحده]/buː/
[بریتانیا]/boʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. خروجی عقب غیرمتمرکز
Word Forms
جمعboes

عبارات و ترکیب‌ها

boeuf bourguignon

گوشت بورگینیون

boeuf en daube

گوشت داوب

boeuf stroganoff

گوشت استراگانف

boeuf wellington

گوشت ولینگتون

جملات نمونه

he decided to boe the question during the meeting.

او تصمیم گرفت سوال را در طول جلسه مطرح نکند.

she tried to boe the topic of politics at dinner.

او سعی کرد موضوع سیاست را در شام مطرح نکند.

it's best to boe any sensitive issues in conversation.

بهتر است هر موضوع حساس را در گفتگو مطرح نکنید.

he managed to boe the difficult questions from the audience.

او موفق شد سوالات دشوار را از مخاطبان مطرح نکند.

we should boe the subject until everyone is ready.

ما باید موضوع را تا زمانی که همه آماده باشند، مطرح نکنیم.

they decided to boe the conversation about their plans.

آنها تصمیم گرفتند گفتگو در مورد برنامه هایشان را مطرح نکنند.

it's polite to boe personal questions when meeting new people.

وقتی با افراد جدید ملاقات می کنید، پرسیدن سوالات شخصی مودبانه نیست.

she often boes discussions that make her uncomfortable.

او اغلب بحث هایی را که او را ناراحت می کنند، مطرح نمی کند.

he prefers to boe confrontation in the workplace.

او ترجیح می دهد در محل کار با رویارویی مقابله نکند.

we should boe the details until we have a plan.

ما باید جزئیات را تا زمانی که برنامه ای داشته باشیم، مطرح نکنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید