bogan attitude
حرف حساب
bogan lifestyle
سبک زندگی بوگان
a bogan hangout
محل تجمع بوگان
bogan fashion choices
انتخاب های مد بوگان
stereotypical bogan
بوگان کلیشه ای
bogan slang
گنگ محاوره ای بوگان
avoid bogan areas
اجتناب از مناطق بوگان
a bogan gathering
همایش بوگان
bogan music taste
سلیقه موسیقی بوگان
he's such a bogan; he drives an old ute and wears thongs everywhere.
او خیلی اهل فرهنگ باگانه است؛ یک وانت قدیمی دارد و همه جا صندل میپوشد.
don't be a bogan at the party; dress appropriately.
در مهمانی مثل باگان رفتار نکن؛ لباس مناسب بپوش.
she called him a bogan for his lack of manners.
او به خاطر بیادبیش او را باگان خطاب کرد.
the bogan lifestyle often includes barbecues and beer.
سبک زندگی باگان اغلب شامل باربیکیو و آبجو میشود.
he thinks being a bogan is a badge of honor.
او فکر میکند که باگان بودن نشان افتخار است.
many people find bogan culture amusing and relatable.
بسیاری از مردم فرهنگ باگان را خندهدار و قابل ارتباط میدانند.
she enjoys listening to bogan music at the beach.
او از گوش دادن به موسیقی باگان در ساحل لذت میبرد.
living like a bogan can be quite liberating.
زندگی کردن مثل یک باگان میتواند بسیار آزاد کننده باشد.
he proudly identifies as a bogan and embraces the lifestyle.
او به افتخار باگان بودن خود هویت مییابد و از این سبک زندگی استقبال میکند.
being a bogan means enjoying simple pleasures in life.
باگان بودن به معنای لذت بردن از لذتهای ساده زندگی است.
bogan attitude
حرف حساب
bogan lifestyle
سبک زندگی بوگان
a bogan hangout
محل تجمع بوگان
bogan fashion choices
انتخاب های مد بوگان
stereotypical bogan
بوگان کلیشه ای
bogan slang
گنگ محاوره ای بوگان
avoid bogan areas
اجتناب از مناطق بوگان
a bogan gathering
همایش بوگان
bogan music taste
سلیقه موسیقی بوگان
he's such a bogan; he drives an old ute and wears thongs everywhere.
او خیلی اهل فرهنگ باگانه است؛ یک وانت قدیمی دارد و همه جا صندل میپوشد.
don't be a bogan at the party; dress appropriately.
در مهمانی مثل باگان رفتار نکن؛ لباس مناسب بپوش.
she called him a bogan for his lack of manners.
او به خاطر بیادبیش او را باگان خطاب کرد.
the bogan lifestyle often includes barbecues and beer.
سبک زندگی باگان اغلب شامل باربیکیو و آبجو میشود.
he thinks being a bogan is a badge of honor.
او فکر میکند که باگان بودن نشان افتخار است.
many people find bogan culture amusing and relatable.
بسیاری از مردم فرهنگ باگان را خندهدار و قابل ارتباط میدانند.
she enjoys listening to bogan music at the beach.
او از گوش دادن به موسیقی باگان در ساحل لذت میبرد.
living like a bogan can be quite liberating.
زندگی کردن مثل یک باگان میتواند بسیار آزاد کننده باشد.
he proudly identifies as a bogan and embraces the lifestyle.
او به افتخار باگان بودن خود هویت مییابد و از این سبک زندگی استقبال میکند.
being a bogan means enjoying simple pleasures in life.
باگان بودن به معنای لذت بردن از لذتهای ساده زندگی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید