bogan

[ایالات متحده]/ˈbɒɡən/
[بریتانیا]/ˈboʊgən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی با وضعیت اجتماعی پایین یا کسی که به زیر فرهنگی تعلق دارد که با ارزش‌های مادی و اغلب نگرش‌های ضد نظام مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bogan attitude

حرف حساب

bogan lifestyle

سبک زندگی بوگان

a bogan hangout

محل تجمع بوگان

bogan fashion choices

انتخاب های مد بوگان

stereotypical bogan

بوگان کلیشه ای

bogan slang

گنگ محاوره ای بوگان

avoid bogan areas

اجتناب از مناطق بوگان

a bogan gathering

همایش بوگان

bogan music taste

سلیقه موسیقی بوگان

جملات نمونه

he's such a bogan; he drives an old ute and wears thongs everywhere.

او خیلی اهل فرهنگ باگانه است؛ یک وانت قدیمی دارد و همه جا صندل می‌پوشد.

don't be a bogan at the party; dress appropriately.

در مهمانی مثل باگان رفتار نکن؛ لباس مناسب بپوش.

she called him a bogan for his lack of manners.

او به خاطر بی‌ادبیش او را باگان خطاب کرد.

the bogan lifestyle often includes barbecues and beer.

سبک زندگی باگان اغلب شامل باربیکیو و آبجو می‌شود.

he thinks being a bogan is a badge of honor.

او فکر می‌کند که باگان بودن نشان افتخار است.

many people find bogan culture amusing and relatable.

بسیاری از مردم فرهنگ باگان را خنده‌دار و قابل ارتباط می‌دانند.

she enjoys listening to bogan music at the beach.

او از گوش دادن به موسیقی باگان در ساحل لذت می‌برد.

living like a bogan can be quite liberating.

زندگی کردن مثل یک باگان می‌تواند بسیار آزاد کننده باشد.

he proudly identifies as a bogan and embraces the lifestyle.

او به افتخار باگان بودن خود هویت می‌یابد و از این سبک زندگی استقبال می‌کند.

being a bogan means enjoying simple pleasures in life.

باگان بودن به معنای لذت بردن از لذت‌های ساده زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید