bomblets

[ایالات متحده]/ˈbɒm.lɪt/
[بریتانیا]/ˈbɑːm.lɛt/

ترجمه

n. یک بمب کوچک، اغلب نوعی بمب آتش‌زا یا نارنجک تکه‌تکه‌کننده؛ [غیررسمی] یک بمب کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

bomblet cluster

خوشه بمبله

scatter bomblets

پراکنده کردن بمبله‌ها

bomblet dispenser

توزیع‌کننده بمبله

air-dropped bomblets

بمبله‌های هوایی

bomblet fragmentation

قطعه‌قطعه شدن بمبله

bomblet remnants

آثار بمبله

bomblet impact zone

منطقه برخورد بمبله

bomblet warfare

جنگ با بمبله

جملات نمونه

the bomblet exploded on impact.

گلوله دست‌ساز با برخورد منفجر شد.

they found a bomblet in the abandoned field.

آنها یک گلوله دست‌ساز را در زمین متروکه پیدا کردند.

military experts examined the bomblet for safety.

متخصصان نظامی گلوله دست‌ساز را برای اطمینان از ایمنی بررسی کردند.

the bomblet was designed to scatter over a wide area.

گلوله دست‌ساز طوری طراحی شده بود که در یک منطقه وسیع پراکنده شود.

children should be educated about the dangers of bomblets.

باید کودکان را در مورد خطرات گلوله‌های دست‌ساز آموزش داد.

the bomblet poses a significant threat in war zones.

گلوله دست‌ساز یک تهدید جدی در مناطق جنگ‌زده است.

they reported a bomblet incident to the authorities.

آنها حادثه گلوله دست‌ساز را به مقامات گزارش کردند.

disarming a bomblet requires specialized training.

خلع سلاح کردن گلوله دست‌ساز نیاز به آموزش تخصصی دارد.

environmental impacts of bomblets are a growing concern.

اثرات زیست‌محیطی گلوله‌های دست‌ساز یک نگرانی رو به رشد است.

it is crucial to locate and remove any unexploded bomblets.

شناسایی و خارج کردن هرگونه گلوله دست‌ساز منفجر نشده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید