bonhomies

[ایالات متحده]/bɒnˈhəʊmiːz/
[بریتانیا]/bohnˈhoʊmeɪz/

ترجمه

n. احساسی از دوستی و نیک‌خواهی.

عبارات و ترکیب‌ها

foster bonhomies

ترویج صمیمیت

enjoy bonhomies

لذت بردن از صمیمیت

build bonhomies

ایجاد صمیمیت

promote bonhomies

ترویج صمیمیت

celebrate bonhomies

جشن گرفتن صمیمیت

strengthen bonhomies

تقویت صمیمیت

share bonhomies

اشتراک گذاری صمیمیت

cultivate bonhomies

پرورش صمیمیت

harmonize through bonhomies

هماهنگی از طریق صمیمیت

جملات نمونه

his bonhomies made the party lively.

خوش‌اخلاقی او مهمانی را زنده کرد.

they shared bonhomies over a cup of coffee.

آنها در حالی که یک فنجان قهوه می‌خوردند، خوش‌اخلاقی را با هم تقسیم کردند.

bonhomies can lead to lasting friendships.

خوش‌اخلاقی می‌تواند منجر به دوستی‌های ماندگار شود.

her bonhomies were appreciated by everyone.

خوش‌اخلاقی او مورد تحسین همه قرار گرفت.

he always greets his bonhomies with a smile.

او همیشه با لبخند به خوش‌اخلاقی‌های خود پاسخ می‌دهد.

bonhomies are essential for a happy workplace.

خوش‌اخلاقی برای داشتن یک محیط کار شاد ضروری است.

the bonhomies among team members improved collaboration.

خوش‌اخلاقی بین اعضای تیم باعث بهبود همکاری شد.

she has a natural talent for making bonhomies.

او استعداد ذاتی در ایجاد خوش‌اخلاقی دارد.

bonhomies can brighten up anyone's day.

خوش‌اخلاقی می‌تواند روز هر کسی را روشن کند.

they enjoyed bonhomies during their vacation.

آنها در طول تعطیلات خود از خوش‌اخلاقی لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید