bookstack

[ایالات متحده]/bʊkstæk/
[بریتانیا]/ˈbʊkˌstæk/

ترجمه

n. یک توده از کتاب‌ها.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

piles of bookstacks

توده هایی از کتاب‌ها

navigate a bookstack

هدایت در میان انبوه کتاب‌ها

a precarious bookstack

انبوه کتاب‌های ناپایدار

clear the bookstack

پاک کردن انبوه کتاب‌ها

topple a bookstack

نگه داشتن انبوه کتاب‌ها

جملات نمونه

he organized the bookstack by genre.

او کتاب‌ها را بر اساس نوع آن‌ها مرتب کرد.

the bookstack on the desk is getting too high.

کتاب‌های روی میز خیلی زیاد می‌شوند.

she found an old novel in the bookstack.

او یک رمان قدیمی را در بین کتاب‌ها پیدا کرد.

can you help me sort this bookstack?

می‌توانید به من در مرتب کردن این مجموعه کتاب‌ها کمک کنید؟

the bookstack fell over during the earthquake.

در اثر زلزله، مجموعه کتاب‌ها واژگون شد.

he loves to create a bookstack for his favorite reads.

او عاشق ایجاد مجموعه‌ای از کتاب‌ها برای کتاب‌های مورد علاقه‌اش است.

a messy bookstack can be distracting while studying.

یک مجموعه کتاب‌های نامرتب می‌تواند هنگام مطالعه حواس‌پرتی ایجاد کند.

we need to donate some books from the bookstack.

ما باید تعدادی از کتاب‌های موجود در مجموعه کتاب‌ها را اهدا کنیم.

the librarian adjusted the bookstack for better access.

متصدی کتابخانه مجموعه کتاب‌ها را برای دسترسی بهتر تنظیم کرد.

she carefully added a new book to the bookstack.

او با دقت یک کتاب جدید را به مجموعه کتاب‌ها اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید