bookwork

[ایالات متحده]/bʊkˈwɜːrk/
[بریتانیا]/bukˈwɝrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوابق یا حساب‌هایی که در یک کتاب نگهداری می‌شوند؛ کار نوشته شده‌ای که به عنوان بخشی از یک شغل انجام می‌شود، به ویژه کارهای دفتری؛ مطالعه‌ای که بر اساس کتاب‌ها است
Word Forms
جمعbookworks

عبارات و ترکیب‌ها

bookwork and paperwork

کار با کتاب و کار اداری

avoid bookwork

از کار با کتاب خودداری کنید

meticulous bookwork

کار با کتاب دقیق

piles of bookwork

توده های کار با کتاب

simplify the bookwork

ساده سازی کار با کتاب

جملات نمونه

he spends most of his time on bookwork.

او بیشتر وقت خود را صرف کار با کتاب می‌کند.

bookwork is essential for understanding the subject.

کار با کتاب برای درک موضوع ضروری است.

she excels at both practical tasks and bookwork.

او در هر دو کار عملی و کار با کتاب عالی است.

his bookwork was meticulously organized.

کار با کتاب او به دقت سازماندهی شده بود.

they require a lot of bookwork for the project.

آنها برای پروژه به مقدار زیادی کار با کتاب نیاز دارند.

bookwork can be tedious but is necessary.

کار با کتاب می‌تواند خسته‌کننده باشد اما ضروری است.

she balances her fieldwork with her bookwork.

او کار میدانی خود را با کار با کتاب متعادل می‌کند.

completing the bookwork is part of the assignment.

تکمیل کار با کتاب بخشی از تکلیف است.

he prefers hands-on experience over bookwork.

او ترجیح می‌دهد به جای کار با کتاب، تجربه عملی داشته باشد.

bookwork helps reinforce what you learn in class.

کار با کتاب به تقویت آنچه در کلاس یاد می‌گیرید کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید