boondocks

[ایالات متحده]/ˈbuːndɒks/
[بریتانیا]/bʊnˈdɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق دورافتاده یا روستایی، که اغلب به عنوان منزوی و عقب‌مانده در نظر گرفته می‌شوند؛ جنگل‌ها یا بیابان.

جملات نمونه

he grew up in the boondocks, far from the city lights.

او در مناطق دورافتاده، دور از نورهای شهر بزرگ شد.

the boondocks are a great place for peace and quiet.

مناطق دورافتاده مکان مناسبی برای آرامش و سکوت هستند.

living in the boondocks can be challenging without modern amenities.

زندگی در مناطق دورافتاده بدون امکانات مدرن می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she decided to escape the city and move to the boondocks.

او تصمیم گرفت از شهر فرار کند و به مناطق دورافتاده نقل مکان کند.

in the boondocks, the stars shine brighter at night.

در مناطق دورافتاده، ستارگان در شب بیشتر می‌درخشند.

he took a road trip to explore the boondocks of the countryside.

او یک سفر جاده‌ای برای کشف مناطق دورافتاده حومه شهر انجام داد.

the boondocks offer a unique lifestyle that many crave.

مناطق دورافتاده یک سبک زندگی منحصر به فرد ارائه می‌دهند که بسیاری به آن دل می‌دهند.

finding good internet in the boondocks can be difficult.

پیدا کردن اینترنت خوب در مناطق دورافتاده می‌تواند دشوار باشد.

he often reminisces about his childhood in the boondocks.

او اغلب به دوران کودکی خود در مناطق دورافتاده نوستالژی می‌کند.

they built a cozy cabin in the boondocks for weekend getaways.

آنها یک کلبه دنج در مناطق دورافتاده برای سفر آخر هفته ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید