bootikin

[ایالات متحده]/ˈbuːtɪkɪn/
[بریتانیا]/ˈbutiːkɪn/

ترجمه

n. یک فروشگاه کوچک، به ویژه یکی که کفش یا چکمه می‌فروشد.

عبارات و ترکیب‌ها

bootikin store

فروشگاه بوتیکین

bootikin concept

ایده بوتیکین

bootikin owner

صاحب بوتیکین

bootikin selection

انتخاب بوتیکین

bootikin display

نمایش بوتیکین

bootikin marketing

بازاریابی بوتیکین

visit a bootikin

بازدید از یک بوتیکین

bootikin interior design

طراحی داخلی بوتیکین

جملات نمونه

she wore her favorite bootikin to the party.

او بوتیک مورد علاقه خود را به مهمانی پوشید.

he bought a new pair of bootikins for the winter.

او یک جفت بوتیک جدید برای زمستان خرید.

my bootikin collection is growing every year.

کلکسیون بوتیک من هر سال در حال رشد است.

these bootikins are perfect for a casual day out.

این بوتیک ها برای یک روز غیررسمی بسیار مناسب هستند.

she loves to pair her bootikins with jeans.

او عاشق این است که بوتیک های خود را با شلوار جین ست کند.

bootikins are essential for the rainy season.

بوتیک ها برای فصل بارانی ضروری هستند.

he chose his bootikins carefully for the hike.

او بوتیک های خود را با دقت برای پیاده روی انتخاب کرد.

bootikins can be stylish and comfortable at the same time.

بوتیک ها می توانند هم شیک و هم راحت باشند.

she decorated her bootikins with colorful laces.

او بوتیک های خود را با بندهای رنگارنگ تزئین کرد.

his bootikins were muddy after the outdoor adventure.

بعد از ماجراجویی در فضای باز، بوتیک های او گل آلود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید