bootlace

[ایالات متحده]/'buːtleɪs/
[بریتانیا]/'butles/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بند یا نوار چرمی برای بستن چکمه
Word Forms
جمعbootlaces

عبارات و ترکیب‌ها

tie your bootlace

ببندید بند کفش خود

loose bootlace

بند شل کفش

broken bootlace

بند پاره کفش

نمونه‌های واقعی

In fact, although it was such a small shop it sold nearly everything—except a few things that you want in a hurry—like bootlaces, hair-pins and mutton chops.

در واقع، اگرچه آن مغازه بسیار کوچک بود، تقریباً همه چیز را می‌فروخت - به جز چند مورد که شما در عجله نیاز دارید - مانند بند کفش، سنجاق سر و سبیل.

منبع: Peter Rabbit and His Friends (Part 2)

What was the truth about these houses, for example, dim and festive now with their red windows in the dusk, but raw and red and squalid, with their sweets and their bootlaces, at nine o'clock in the morning?

حقیقت در مورد این خانه‌ها چه بود، به عنوان مثال، اکنون کم‌نور و جشن با پنجره‌های قرمزشان در غروب، اما خشن و قرمز و نامرتب، با شیرینی‌ها و بند کفش‌هایشان، در ساعت نه صبح؟

منبع: A room of one's own.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید