bootlaces

[ایالات متحده]/ˈbuːtləsɪz/
[بریتانیا]/ˈboʊtˌleɪsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بند کفش، به ویژه آنهایی که به چکمه‌ها متصل هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

tie your bootlaces

ببندید بندهای چکمه خود

loose bootlaces

بندهای چکمه شل

check your bootlaces

بررسی کنید بندهای چکمه خود

جملات نمونه

he tied his bootlaces tightly before the race.

او بندهای چکمه‌اش را قبل از مسابقه محکم بست.

my bootlaces keep coming undone during hikes.

بندهای چکمه من در حین پیاده‌روی مرتباً باز می‌شوند.

she bought new bootlaces to match her shoes.

او بندهای چکمه جدیدی برای هماهنگی با کفشش خرید.

make sure your bootlaces are secure before climbing.

مطمئن شوید که قبل از صعود بندهای چکمه شما محکم هستند.

the bootlaces were frayed and needed replacing.

بندهای چکمه پاره شده بودند و نیاز به تعویض داشتند.

he has a collection of colorful bootlaces.

او مجموعه‌ای از بندهای چکمه رنگارنگ دارد.

she taught him how to tie his bootlaces properly.

او به او نحوه بستن صحیح بندهای چکمه را آموزش داد.

bootlaces can be a fashion statement as well.

بندهای چکمه نیز می‌توانند یک بیانیه مد باشند.

he tripped over his loose bootlaces.

او به دلیل بندهای چکمه شل خود زمین خورد.

don't forget to check your bootlaces before you leave.

قبل از رفتن حتماً بندهای چکمه خود را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید