bootstrap

[ایالات متحده]/'buːtstræp/
[بریتانیا]/'bʊt'stræp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خود را با چکمه‌های خود بالا کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

bootstrap framework

چارچوب بوت‌استرپ

bootstrap process

فرایند بوت‌استرپ

جملات نمونه

We need to bootstrap our startup with limited resources

ما نیاز داریم استارت‌آپ خود را با منابع محدود راه‌اندازی کنیم

She decided to bootstrap her new business instead of seeking investors

او تصمیم گرفت کسب و کار جدید خود را بدون سرمایه‌گذار راه‌اندازی کند

Bootstrap is a popular framework for web development

بوت‌استرپ یک چارچوب محبوب برای توسعه وب است

The company used a bootstrap approach to fund their project

شرکت از یک رویکرد بوت‌استرپ برای تامین بودجه پروژه خود استفاده کرد

He had to bootstrap his way to success

او مجبور شد با تلاش و پشتکار به موفقیت برسد

She managed to bootstrap her way out of debt

او موفق شد با تلاش و پشتکار از بدهی خلاص شود

They are trying to bootstrap their way into the market

آنها سعی می‌کنند با تلاش و پشتکار وارد بازار شوند

The team decided to bootstrap the project until they could secure funding

تیم تصمیم گرفت پروژه را تا زمانی که بتوانند بودجه تامین کنند، راه‌اندازی کنند

He used a bootstrap approach to learn a new skill

او از یک رویکرد بوت‌استرپ برای یادگیری یک مهارت جدید استفاده کرد

They had to bootstrap the event due to budget constraints

آنها مجبور شدند به دلیل محدودیت بودجه، رویداد را راه‌اندازی کنند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید