boozehound at heart
عاشق الکل
a notorious boozehound
یک فرد معروف که عاشق الکل است
he's such a boozehound; he can't resist a party.
او یک معتاد به الکل است؛ نمیتواند در برابر مهمانی مقاومت کند.
being a boozehound can lead to health problems.
مصرف زیاد الکل میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
my friend is a boozehound who loves craft beer.
دوست من یک معتاد به الکل است که عاشق آبجوهای دستساز است.
they call him a boozehound because he drinks every night.
آنها او را معتاد به الکل صدا میزنند زیرا هر شب مینوشد.
as a boozehound, he often wakes up with a hangover.
به عنوان یک معتاد به الکل، اغلب با سردرد از خواب بیدار میشود.
she joked about being a boozehound during the holidays.
او در مورد معتاد بودن به الکل در تعطیلات شوخی کرد.
being a boozehound isn't something to be proud of.
مصرف زیاد الکل چیزی نیست که باید به آن افتخار کرد.
he embraced his identity as a boozehound among friends.
او هویت خود را به عنوان یک معتاد به الکل در بین دوستان پذیرفت.
her reputation as a boozehound precedes her.
شهرت او به عنوان یک معتاد به الکل از او جلوتر است.
the party was full of boozehounds enjoying the night.
مهمانی پر از معتادان به الکلی بود که از شب لذت میبردند.
boozehound at heart
عاشق الکل
a notorious boozehound
یک فرد معروف که عاشق الکل است
he's such a boozehound; he can't resist a party.
او یک معتاد به الکل است؛ نمیتواند در برابر مهمانی مقاومت کند.
being a boozehound can lead to health problems.
مصرف زیاد الکل میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
my friend is a boozehound who loves craft beer.
دوست من یک معتاد به الکل است که عاشق آبجوهای دستساز است.
they call him a boozehound because he drinks every night.
آنها او را معتاد به الکل صدا میزنند زیرا هر شب مینوشد.
as a boozehound, he often wakes up with a hangover.
به عنوان یک معتاد به الکل، اغلب با سردرد از خواب بیدار میشود.
she joked about being a boozehound during the holidays.
او در مورد معتاد بودن به الکل در تعطیلات شوخی کرد.
being a boozehound isn't something to be proud of.
مصرف زیاد الکل چیزی نیست که باید به آن افتخار کرد.
he embraced his identity as a boozehound among friends.
او هویت خود را به عنوان یک معتاد به الکل در بین دوستان پذیرفت.
her reputation as a boozehound precedes her.
شهرت او به عنوان یک معتاد به الکل از او جلوتر است.
the party was full of boozehounds enjoying the night.
مهمانی پر از معتادان به الکلی بود که از شب لذت میبردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید