bos

[ایالات متحده]/bɒs/
[بریتانیا]/bos/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. سیستم پس‌نشینی
n. سیستم عامل پایه; Bos (جنس)
v. به هدف نرسیدن; اشتباه حدس زدن; خراب کردن

جملات نمونه

bos stands for business operating system.

bos مخفف سیستم عامل کسب و کار است.

the bos team is working on a new project.

تیم bos در حال کار بر روی یک پروژه جدید است.

we need to upgrade our bos for better efficiency.

ما نیاز داریم bos خود را برای افزایش بهره وری ارتقا دهیم.

implementing a bos can streamline our operations.

پیاده‌سازی یک bos می‌تواند عملیات ما را ساده کند.

the bos software is user-friendly and efficient.

نرم‌افزار bos کاربرپسند و کارآمد است.

training staff on the new bos is essential.

آموزش کارکنان در مورد bos جدید ضروری است.

our company relies heavily on the bos for management.

شرکت ما به شدت به bos برای مدیریت متکی است.

the bos helps in decision-making processes.

bos به فرآیندهای تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

regular updates to the bos ensure security.

به‌روزرسانی‌های منظم bos امنیت را تضمین می‌کند.

feedback on the bos is crucial for improvements.

بازخورد در مورد bos برای بهبودها بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید