bossisms

[ایالات متحده]/ˈbɒsɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈbɑːsɪˌzɪmz/

ترجمه

n. اعمال یا شیوه‌های یک رئیس، به ویژه آن‌هایی که خودکامه یا کنترل‌کننده هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

common bossisms

مدارک رایج

understanding bossisms

درک از دستورهای رئیس

dealing with bossisms

رسیدگی به دستورهای رئیس

recognizing bossisms

تشخیص دستورهای رئیس

avoiding bossisms

اجتناب از دستورهای رئیس

examples of bossisms

نمونه‌هایی از دستورهای رئیس

analyzing bossisms

تجزیه و تحلیل دستورهای رئیس

جملات نمونه

his bossisms often leave employees confused.

اظهارات خودخواهانه او اغلب باعث سردرگمی کارکنان می‌شود.

she has a collection of funny bossisms.

او مجموعه‌ای از اظهارات خودخواهانه خنده‌دار دارد.

we all know his bossisms by heart.

ما همه اظهارات خودخواهانه او را حفظ کرده‌ایم.

bossisms can sometimes motivate the team.

اظهارات خودخواهانه گاهی اوقات می‌توانند تیم را به حرکت درآورند.

her bossisms are famous in the office.

اظهارات خودخواهانه او در دفتر مشهور هستند.

he often quotes his favorite bossisms during meetings.

او اغلب در جلسات از مورد علاقه خود اظهارات خودخواهانه نقل می‌کند.

bossisms can be humorous yet insightful.

اظهارات خودخواهانه می‌توانند خنده‌دار و در عین حال روشنگر باشند.

many bossisms reflect a unique leadership style.

بسیاری از اظهارات خودخواهانه بازتاب یک سبک رهبری منحصر به فرد است.

her bossisms often inspire creative thinking.

اظهارات خودخواهانه او اغلب باعث الهام بخشیدن تفکر خلاقانه می‌شود.

collecting bossisms has become a fun office activity.

جمع‌آوری اظهارات خودخواهانه به یک فعالیت سرگرم‌کننده در دفتر تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید