botanica garden
باغ گیاهشناسی
botanica shop
فروشگاه گیاهشناسی
visit the botanica
بازدید از گیاهشناسی
botanica collection
کلکسیون گیاهشناسی
botanica expert
متخصص گیاهشناسی
botanica illustration
تصویرسازی گیاهشناسی
botanica research
تحقیقات گیاهشناسی
botanica history
تاریخچه گیاهشناسی
botanica guide
راهنمای گیاهشناسی
botanica name
نام گیاهشناسی
she bought herbs at the local botanica.
او گیاهان را از فروشگاه گیاهان محلی خرید کرد.
the botanica offers a variety of spiritual supplies.
فروشگاه گیاهان انواع لوازم معنوی را ارائه می دهد.
he enjoys visiting the botanica for unique plants.
او از بازدید از فروشگاه گیاهان برای یافتن گیاهان منحصر به فرد لذت می برد.
many people trust the remedies from the botanica.
بسیاری از مردم به درمان های ارائه شده توسط فروشگاه گیاهان اعتماد دارند.
she learned about natural healing at the botanica.
او در مورد درمان طبیعی در فروشگاه گیاهان یاد گرفت.
the botanica has a section for crystals and stones.
فروشگاه گیاهان بخشی برای کریستال ها و سنگ ها دارد.
he found a rare flower at the botanica last week.
او هفته گذشته یک گل کمیاب در فروشگاه گیاهان پیدا کرد.
they often hold workshops at the local botanica.
آنها اغلب کارگاه هایی را در فروشگاه گیاهان محلی برگزار می کنند.
the botanica specializes in herbal medicine.
فروشگاه گیاهان در طب گیاهی تخصص دارد.
customers appreciate the knowledgeable staff at the botanica.
مشتریان از کارکنان آگاه در فروشگاه گیاهان قدردانی می کنند.
botanica garden
باغ گیاهشناسی
botanica shop
فروشگاه گیاهشناسی
visit the botanica
بازدید از گیاهشناسی
botanica collection
کلکسیون گیاهشناسی
botanica expert
متخصص گیاهشناسی
botanica illustration
تصویرسازی گیاهشناسی
botanica research
تحقیقات گیاهشناسی
botanica history
تاریخچه گیاهشناسی
botanica guide
راهنمای گیاهشناسی
botanica name
نام گیاهشناسی
she bought herbs at the local botanica.
او گیاهان را از فروشگاه گیاهان محلی خرید کرد.
the botanica offers a variety of spiritual supplies.
فروشگاه گیاهان انواع لوازم معنوی را ارائه می دهد.
he enjoys visiting the botanica for unique plants.
او از بازدید از فروشگاه گیاهان برای یافتن گیاهان منحصر به فرد لذت می برد.
many people trust the remedies from the botanica.
بسیاری از مردم به درمان های ارائه شده توسط فروشگاه گیاهان اعتماد دارند.
she learned about natural healing at the botanica.
او در مورد درمان طبیعی در فروشگاه گیاهان یاد گرفت.
the botanica has a section for crystals and stones.
فروشگاه گیاهان بخشی برای کریستال ها و سنگ ها دارد.
he found a rare flower at the botanica last week.
او هفته گذشته یک گل کمیاب در فروشگاه گیاهان پیدا کرد.
they often hold workshops at the local botanica.
آنها اغلب کارگاه هایی را در فروشگاه گیاهان محلی برگزار می کنند.
the botanica specializes in herbal medicine.
فروشگاه گیاهان در طب گیاهی تخصص دارد.
customers appreciate the knowledgeable staff at the botanica.
مشتریان از کارکنان آگاه در فروشگاه گیاهان قدردانی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید