plantarium

[ایالات متحده]/[ˈplæntəˌriːəm]/
[بریتانیا]/[ˈplæntəˌriːəm]/

ترجمه

n. ساختمان یا مجموعه ای که حرکت ستارگان و سیارات را نشان می‌دهد، به ویژه آن چیزی که آسمان را روی یک کره نمایش می‌دهد؛ تجربه اقتصادی مجازی یک کره‌ی آسمانی، معمولاً از طریق اینترنت یا نرم‌افزار دسترسی پیدا می‌کند.

جملات نمونه

we visited a fascinating plantarium during our school trip.

ما در طی سفر مدرسه‌ای خود به یک گیاه‌خانه جذاب بازدید کردیم.

the plantarium featured a diverse collection of tropical plants.

گیاه‌خانه یک مجموعه متنوعی از گیاهان گرمسیری را نمایش می‌داد.

children enjoyed exploring the plantarium's interactive exhibits.

کودکان لذت بردند از کشف نمایشگاه‌های تعاملی گیاه‌خانه.

the plantarium offered guided tours of its greenhouse complex.

گیاه‌خانه گردش‌های همراه را از مجموعه گلخانه‌های خود ارائه می‌داد.

the plantarium's educational programs are designed for all ages.

برنامه‌های آموزشی گیاه‌خانه برای تمامی سنین طراحی شده‌اند.

we purchased a beautiful orchid at the plantarium gift shop.

ما یک اورکید زیبایی را در فروشگاه هدیه گیاه‌خانه خریدیم.

the plantarium's climate-controlled environment allows for rare species.

محیط کنترل‌شده آب و هوا در گیاه‌خانه به نگهداری از گونه‌های نادر امکان‌پذیر است.

the plantarium hosts special events like flower shows and workshops.

گیاه‌خانه رویدادهای ویژه‌ای مانند نمایش‌های گل و کارگاه‌ها را برگزار می‌کند.

the plantarium's research focuses on plant conservation efforts.

پژوهش‌های گیاه‌خانه روی تلاش‌های حفاظت گیاهان متمرکز است.

we spent a relaxing afternoon wandering through the plantarium grounds.

ما یک بعد از ظهر آرامش‌بخش را در گردش کردن در زمین‌های گیاه‌خانه گذراندیم.

the plantarium's staff were knowledgeable and passionate about plants.

کارکنان گیاه‌خانه دانش‌جو و علاقه‌مند به گیاهان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید