botfly

[ایالات متحده]/ˈbɒtflaɪ/
[بریتانیا]/ˈbɑːtflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مگس که تخم‌های خود را در پوست یا گوشت پستانداران می‌گذارد و باعث ایجاد دمل‌های دردناک می‌شود.
Word Forms
جمعbotflies

عبارات و ترکیب‌ها

botfly infestation

عامل آفت شپلی

botfly larva

لارو شپلی

remove a botfly

حذف شپلی

botfly bite

گزش شپلی

botfly treatment

درمان شپلی

prevent botfly attacks

جلوگیری از حملات شپلی

botfly life cycle

چرخه حیات شپلی

botfly and animals

شپلی و حیوانات

جملات نمونه

botflies are known for laying their eggs on the skin of mammals.

وزغ‌کشت‌ها به دلیل تخم‌گذاری روی پوست پستانداران شناخته شده‌اند.

people often fear botfly infestations in tropical regions.

افراد اغلب از آفت‌زده شدن توسط وزغ‌کشت در مناطق گرمسیری می‌ترسند.

removing a botfly larva can be a painful process.

حذف لارو وزغ‌کشت می‌تواند یک فرآیند دردناک باشد.

botflies can cause serious health issues if not treated properly.

اگر به درستی درمان نشوند، وزغ‌کشت‌ها می‌توانند باعث مشکلات جدی سلامتی شوند.

veterinarians often deal with botfly cases in pets.

دامپزشکان اغلب با موارد آفت‌زده شدن توسط وزغ‌کشت در حیوانات خانگی سروکار دارند.

some species of botflies are more aggressive than others.

برخی از گونه‌های وزغ‌کشت نسبت به سایرین تهاجمی‌تر هستند.

botflies are often mistaken for other types of flies.

وزغ‌کشت‌ها اغلب با سایر انواع مگس‌ها اشتباه گرفته می‌شوند.

infections caused by botflies can lead to severe discomfort.

عفونت‌های ناشی از وزغ‌کشت می‌تواند منجر به ناراحتی شدید شود.

preventing botfly infestations requires proper hygiene and care.

جلوگیری از آفت‌زده شدن توسط وزغ‌کشت نیاز به رعایت بهداشت و مراقبت مناسب دارد.

research on botflies helps improve treatment methods for infestations.

تحقیقات در مورد وزغ‌کشت به بهبود روش‌های درمان برای آفت‌زدگی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید