bottled

[ایالات متحده]/'bɑtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بطری شده

عبارات و ترکیب‌ها

bottled water

آب بطری

bottled beer

آبجوی بطری‌شده

bottled gas

گاز بطری

جملات نمونه

bottled up my emotions.

احساساتم را در خود فروختم.

he was bottled offstage at a club last Saturday.

او شنبه شب در یک کلاب، پشت صحنه، در حبس بود.

the army was bottled up inside the citadel.

ارتش در داخل قلعه محاصره شده بود.

He was about to speak.Again he bottled himself up.

قرارداد بود صحبت کند. دوباره خودش را در خود حبس کرد.

They bottled up the submarines in their nest.

آنها زیردریایی ها را در لانه خود حبس کردند.

the Minister has bottled out of real reforms.

وزیر از اصلاحات واقعی عقب نشینی کرده است.

Before the beer can be bottled it has to be fined.

قبل از اینکه بتوان آبجو را بطری کرد، باید صاف شود.

Winegrowing area, Languedoc which is South Western of France is the source of fine wine of Chatelain Baiaillet.Wines are made and bottled by SIGOULES, the biggest produce is the area.

منطقه انگور باغات، لانگدوک که جنوب غربی فرانسه است، منبع شراب خوب Chatelain Baiaillet است. شراب توسط SIGOULES تهیه و بطری شده است، بزرگترین تولید در این منطقه است.

Aguardiente is distilled from sugar cane or molasses, occasionally made from grapes and typically bottled without aging or rectification.

آگواردیینت از نیشکر یا ملاس تقطیر می شود، گاهی اوقات از انگور تهیه می شود و معمولاً بدون پیر رس یا اصلاح بطری می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید