bottling

[ایالات متحده]/'bɑtlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند قرار دادن چیزی در بطری‌ها
v. قرار دادن چیزی در بطری‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

bottling process

فرآیند بطری‌سازی

bottling equipment

تجهیزات بطری‌سازی

bottling line

خط تولید بطری

bottling machine

دستگاه بطری‌سازی

جملات نمونه

bottling up your feelings

مهار کردن احساسات خود

Bottling up your anger can only lead to unhappiness.

مهار کردن خشم خود فقط منجر به نارضایتی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید