bouillons cubes
مکعبات آبگوشت
hear bouillons
شنیدن آبگوشت
add bouillons
اضافه کردن آبگوشت
taste bouillons
چشیدن آبگوشت
use bouillons
استفاده از آبگوشت
mix bouillons
مخلوط کردن آبگوشت
make bouillons
تهیه آبگوشت
serve bouillons
سرو کردن آبگوشت
pour bouillons
ریختن آبگوشت
stock bouillons
ذخیره آبگوشت
we often use bouillons as a base for soups.
ما اغلب از آبگوشت به عنوان پایه سوپ استفاده میکنیم.
homemade bouillons can enhance the flavor of your dishes.
آبگوشتهای خانگی میتوانند طعم غذاهای شما را افزایش دهند.
she prepared vegetable bouillons for the vegan guests.
او آبگوشت سبزیجات را برای مهمانان وگان آماده کرد.
using bouillons can save time in meal preparation.
استفاده از آبگوشت میتواند در زمان آمادهسازی غذا صرفهجویی کند.
store-bought bouillons are convenient for quick meals.
آبگوشتهای آماده فروش برای وعدههای غذایی سریع مناسب هستند.
he added bouillons to the recipe for extra richness.
او برای طعم بهتر، آبگوشت را به دستور غذا اضافه کرد.
she prefers to make her bouillons from scratch.
او ترجیح میدهد آبگوشت خود را از ابتدا درست کند.
chicken bouillons are popular in many cuisines.
آبگوشت مرغ در بسیاری از غذاها محبوب است.
using bouillons can help reduce food waste.
استفاده از آبگوشت میتواند به کاهش ضایعات غذایی کمک کند.
he always keeps bouillons in his pantry for emergencies.
او همیشه برای مواقع اضطراری، آبگوشت را در انباری خود نگه میدارد.
bouillons cubes
مکعبات آبگوشت
hear bouillons
شنیدن آبگوشت
add bouillons
اضافه کردن آبگوشت
taste bouillons
چشیدن آبگوشت
use bouillons
استفاده از آبگوشت
mix bouillons
مخلوط کردن آبگوشت
make bouillons
تهیه آبگوشت
serve bouillons
سرو کردن آبگوشت
pour bouillons
ریختن آبگوشت
stock bouillons
ذخیره آبگوشت
we often use bouillons as a base for soups.
ما اغلب از آبگوشت به عنوان پایه سوپ استفاده میکنیم.
homemade bouillons can enhance the flavor of your dishes.
آبگوشتهای خانگی میتوانند طعم غذاهای شما را افزایش دهند.
she prepared vegetable bouillons for the vegan guests.
او آبگوشت سبزیجات را برای مهمانان وگان آماده کرد.
using bouillons can save time in meal preparation.
استفاده از آبگوشت میتواند در زمان آمادهسازی غذا صرفهجویی کند.
store-bought bouillons are convenient for quick meals.
آبگوشتهای آماده فروش برای وعدههای غذایی سریع مناسب هستند.
he added bouillons to the recipe for extra richness.
او برای طعم بهتر، آبگوشت را به دستور غذا اضافه کرد.
she prefers to make her bouillons from scratch.
او ترجیح میدهد آبگوشت خود را از ابتدا درست کند.
chicken bouillons are popular in many cuisines.
آبگوشت مرغ در بسیاری از غذاها محبوب است.
using bouillons can help reduce food waste.
استفاده از آبگوشت میتواند به کاهش ضایعات غذایی کمک کند.
he always keeps bouillons in his pantry for emergencies.
او همیشه برای مواقع اضطراری، آبگوشت را در انباری خود نگه میدارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید