boulles of yarn
توپهای نخ
boulles blue
توپهای آبی
boulles of wool
توپهای پشم
small boulles
توپهای کوچک
red boulles
توپهای قرمز
boulles round
توپهای گرد
many boulles
توپهای زیاد
boulles soft
توپهای نرم
white boulles
توپهای سفید
lost boulles
توپهای گمشده
we played boulles in the park yesterday.
ما دیروز در پارک با توپهای بول بازی کردیم.
he enjoys playing boulles with his friends.
او از بازی با دوستانش با توپهای بول لذت میبرد.
she won the boulles tournament last weekend.
او آخر هفته گذشته در مسابقات توپهای بول برنده شد.
they set up a boulles game for the picnic.
آنها برای پیک نیک یک بازی توپهای بول ترتیب دادند.
learning the rules of boulles is easy.
یادگیری قوانین توپهای بول آسان است.
we need to buy new boulles for the game.
ما باید توپهای بول جدید برای بازی بخریم.
he practiced his boulles skills every weekend.
او هر آخر هفته مهارتهای توپهای بول خود را تمرین میکرد.
they enjoy watching professional boulles competitions.
آنها از تماشای مسابقات حرفهای توپهای بول لذت میبرند.
she taught me how to throw the boulles properly.
او به من یاد داد که چگونه به درستی توپهای بول را پرتاب کنم.
the boulles rolled smoothly across the gravel.
توپهای بول به طور روان روی سنگریزه حرکت کردند.
boulles of yarn
توپهای نخ
boulles blue
توپهای آبی
boulles of wool
توپهای پشم
small boulles
توپهای کوچک
red boulles
توپهای قرمز
boulles round
توپهای گرد
many boulles
توپهای زیاد
boulles soft
توپهای نرم
white boulles
توپهای سفید
lost boulles
توپهای گمشده
we played boulles in the park yesterday.
ما دیروز در پارک با توپهای بول بازی کردیم.
he enjoys playing boulles with his friends.
او از بازی با دوستانش با توپهای بول لذت میبرد.
she won the boulles tournament last weekend.
او آخر هفته گذشته در مسابقات توپهای بول برنده شد.
they set up a boulles game for the picnic.
آنها برای پیک نیک یک بازی توپهای بول ترتیب دادند.
learning the rules of boulles is easy.
یادگیری قوانین توپهای بول آسان است.
we need to buy new boulles for the game.
ما باید توپهای بول جدید برای بازی بخریم.
he practiced his boulles skills every weekend.
او هر آخر هفته مهارتهای توپهای بول خود را تمرین میکرد.
they enjoy watching professional boulles competitions.
آنها از تماشای مسابقات حرفهای توپهای بول لذت میبرند.
she taught me how to throw the boulles properly.
او به من یاد داد که چگونه به درستی توپهای بول را پرتاب کنم.
the boulles rolled smoothly across the gravel.
توپهای بول به طور روان روی سنگریزه حرکت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید