bountifulnesses

[ایالات متحده]/ˈbaʊntɪflənəsiz/
[بریتانیا]/ˈbaʊn.t̬əl.fəl.nəˌsiz/

ترجمه

n. کیفیت فراوان بودن؛ سخاوت یا فراوانی

عبارات و ترکیب‌ها

bountifulnesses abound

وفورهای فراوان

bountifulnesses shared

وفورهای به اشتراک گذاشته شده

bountifulnesses granted

وفورهای اعطا شده

bountifulnesses noted

وفورهای مورد توجه

bountifulnesses shown

وفورهای نشان داده شده

bountifulnesses given

وفورهای داده شده

bountifulnesses spread

وفورهای گسترده

bountifulnesses displayed

وفورهای به نمایش گذاشته شده

bountifulnesses valued

وفورهای ارزشمند

bountifulnesses seen

وفورهای دیده شده

جملات نمونه

the garden was filled with the bountifulnesses of nature.

باغ مملو از فراوانی‌های طبیعت بود.

her smile reflected the bountifulnesses of her spirit.

لبخند او بازتابی از فراوانی روحش بود.

the festival celebrated the bountifulnesses of the harvest.

جشنواره فراوانی‌های برداشت را جشن گرفت.

we should appreciate the bountifulnesses life offers us.

ما باید از فراوانی‌هایی که زندگی به ما می‌دهد قدردانی کنیم.

the artist captured the bountifulnesses of the landscape.

هنرمند توانست فراوانی‌های منظره را به تصویر بکشد.

her generosity showed the bountifulnesses of her heart.

کامروايي او نشان دهنده فراوانی قلبش بود.

the bountifulnesses of the ocean are truly magnificent.

فراوانی‌های اقیانوس واقعاً باشکوه هستند.

he spoke about the bountifulnesses of friendship.

او در مورد فراوانی دوستی صحبت کرد.

they enjoyed the bountifulnesses of a shared meal.

آنها از فراوانی یک وعده غذایی مشترک لذت بردند.

the community thrived on the bountifulnesses of its members.

جامعه از فراوانی اعضای خود رونق یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید