bowlings

[ایالات متحده]/ˈbaʊlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈboʊlɪŋz/

ترجمه

n. ورزش بولینگ؛ نام یک فرد، بولینگ (بریتانیا).
v. شکل حال استمراری بول (برای بازی بولینگ).

عبارات و ترکیب‌ها

bowlings alley

سالن بولینگ

play bowlings

بازی بولینگ

bowlings score

امتیاز بولینگ

join bowlings

به بولینگ بپیوندید

love bowlings

عشق به بولینگ

good at bowlings

در بولینگ خوب باشید

learn bowlings

بولینگ یاد بگیرید

watch bowlings

تماشای بولینگ

go to bowlings

به بولینگ بروید

جملات نمونه

we went bowling last weekend.

ما آخر هفته گذشته گوی‌بازی رفتیم.

bowling is a fun activity for friends.

گوی‌بازی یک فعالیت سرگرم‌کننده برای دوستان است.

she has a talent for bowling.

او استعداد گوی‌بازی دارد.

they organized a bowling tournament.

آنها یک مسابقه گوی‌بازی برگزار کردند.

bowling alleys are popular on weekends.

سالن‌های گوی‌بازی آخر هفته‌ها محبوب هستند.

he scored a strike in bowling.

او در گوی‌بازی یک ضربه گرفت.

we need to reserve a lane for bowling.

ما باید یک مسیر برای گوی‌بازی رزرو کنیم.

bowling is great for team building.

گوی‌بازی برای ایجاد تیم عالی است.

she practices bowling every week.

او هر هفته گوی‌بازی تمرین می‌کند.

bowling can improve your hand-eye coordination.

گوی‌بازی می‌تواند هماهنگی چشم و دست شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید