bowstring

[ایالات متحده]/baʊˈstrɪŋ/
[بریتانیا]/bauˈstrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زه کمان، کشیده شده بین شاخه‌ها برای پرتاب تیر.
v. خفه کردن یا کشتن با سفت کردن چیزی شبیه به زه کمان دور گردن کسی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bowstring tight

کش کمان سفت

bowstring snap

پارگی کش کمان

draw bowstring

کشیدن کش کمان

bowstring tension

کشیدگی کش کمان

bowstring length

طول کش کمان

tighten bowstring

سفت کردن کش کمان

bowstring material

جنس کش کمان

release bowstring

آزادسازی کش کمان

broken bowstring

کش کمان شکسته

جملات نمونه

the bowstring snapped during the competition.

طناب کمان در حین مسابقه پاره شد.

he carefully adjusted the tension of the bowstring.

او با دقت کشش طناب کمان را تنظیم کرد.

a strong bowstring is essential for accurate shooting.

طناب کمان قوی برای تیراندازی دقیق ضروری است.

she replaced the old bowstring with a new one.

او طناب کمان قدیمی را با یک طناب جدید جایگزین کرد.

the archer tested the bowstring before the tournament.

تیرانداز قبل از مسابقات طناب کمان را آزمایش کرد.

he felt the bowstring vibrate as he released the arrow.

او احساس کرد که با رها کردن تیر، طناب کمان لرزش می‌کند.

learning to tie a bowstring correctly takes practice.

یادگیری نحوه بستن صحیح طناب کمان نیاز به تمرین دارد.

she chose a bowstring made from high-quality materials.

او طناب کمانی را که از مواد با کیفیت بالا ساخته شده بود انتخاب کرد.

the bowstring's elasticity affects the arrow's speed.

کشش طناب کمان بر سرعت تیر تأثیر می‌گذارد.

he admired the craftsmanship of the bowstring's design.

او طراحی و ساختار طناب کمان را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید