boylike

[ایالات متحده]/bɔɪlaɪk/
[بریتانیا]/boi laik/

ترجمه

adj. دارای یا نشان‌دهنده ویژگی‌های معمول یک پسر؛ مردانه، کودکانه یا نارس.

عبارات و ترکیب‌ها

boylike manner

شیوهٔ پسرانه

boylike energy

انرژی پسرانه

boylike charm

جاذبهٔ پسرانه

boylike spirit

روحیهٔ پسرانه

boylike innocence

معصومیت پسرانه

boylike playfulness

بازیگوشی پسرانه

boylike laughter

خندهٔ پسرانه

boylike smile

لبخند پسرانه

boylike curiosity

کنجکاوی پسرانه

جملات نمونه

his boylike curiosity led him to explore every corner of the park.

کنجکاوی پسرانه او باعث شد که او هر گوشه ای از پارک را کشف کند.

she admired his boylike enthusiasm for life.

او از شور و اشتیاق پسرانه او به زندگی تحسین کرد.

his boylike charm made him popular among his peers.

جاذبه پسرانه او باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.

they enjoyed a boylike friendship filled with adventure.

آنها از یک دوستی پسرانه پر از ماجراجویی لذت بردند.

even as an adult, he retained his boylike sense of wonder.

حتی در بزرگسالی، او حس شگفتی پسرانه خود را حفظ کرد.

his boylike laughter echoed through the room.

خنده پسرانه او در سراسر اتاق طنین انداز شد.

she found his boylike innocence refreshing in a world full of cynicism.

او معتقد بود که معصومیت پسرانه او در دنیایی پر از بدبینی، دلپذیر است.

his boylike antics always brought a smile to her face.

خودی های پسرانه او همیشه لبخند را به چهره او می آورد.

the boylike spirit of the team made them a joy to watch.

روحیه پسرانه تیم باعث شد که تماشای آنها لذت بخش باشد.

with his boylike dreams, he aimed for the stars.

با رویاهای پسرانه خود، او به سمت ستاره ها هدف گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید