brachiums

[ایالات متحده]/ˈbrækiːəmz/
[بریتانیا]/bray-kee-uhmz/

ترجمه

n. بخشی از بازو بین شانه و آرنج.; گروهی منقرض‌شده از پستانداران با دستان بلند که با میمون‌ها مرتبط هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

brachiums' range

محدوده بازو

long brachiums

بازوهای بلند

brachiums' strength

قدرت بازو

use brachiums

استفاده از بازوها

brachiums evolved

بازوها تکامل یافتند

adapt brachiums

سازش با بازوها

brachiums' length

طول بازوها

study brachiums

مطالعه بازوها

powerful brachiums

بازوهای قدرتمند

brachiums grip

گرفتن بازوها

جملات نمونه

the muscles of the brachiums are essential for lifting weights.

عضلات بازو برای بلند کردن وزنه‌ها ضروری هستند.

he injured his brachiums while playing basketball.

او در حین بازی بسکتبال به بازوهای خود آسیب رساند.

stretching the brachiums can prevent injuries.

کشیدن بازوها می‌تواند از آسیب‌دیدگی جلوگیری کند.

her brachiums were sore after the intense workout.

پس از تمرین شدید، بازوهای او درد می‌کرد.

understanding the anatomy of the brachiums is important for physiotherapists.

درک آناتومی بازوها برای فیزیوتراپ‌ها مهم است.

he has strong brachiums from years of swimming.

او به دلیل سال‌ها شنا، بازوهای قوی دارد.

she wore a sleeveless dress that accentuated her toned brachiums.

او یک لباس بدون آستین پوشید که بازوهای خوش‌فرم او را برجسته می‌کرد.

exercises targeting the brachiums can improve overall arm strength.

تمریناتی که بر روی بازوها تمرکز دارند می‌توانند قدرت کلی بازو را بهبود بخشند.

the doctor examined his brachiums for any signs of injury.

پزشک بازوهای او را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

proper technique is crucial for exercising the brachiums effectively.

تکنیک مناسب برای ورزش کردن بازوها به طور موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید