within brackets
درون براکتها
be bracketed into groups
به گروهها تقسیم شوند
he bracketed off the question of God himself.
او سوال درباره خدا را کنار گذاشت.
Smith and John were bracketed for the first prize.
اسمیت و جان برای جایزه اول انتخاب شدند.
The teacher bracketed the mistakes in my homework.
معلم اشتباهات من را در تکالیفم مشخص کرد.
he is sometimes bracketed with the ‘new wave’ of film directors.
او گاهی اوقات با «موج جدید» کارگردانان فیلم مرتبط است.
eg:The bracker , was my father, gave us bracks as a reward when Tom and I were bracketed(Tom was bracketed with me )for the first prise.
به عنوان مثال: برکر، پدر من بود، به ما برکس جایزه می داد وقتی که تام و من برای جایزه اول انتخاب می شدیم (تام با من انتخاب شد).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید