braidings

[ایالات متحده]/[ˈbreɪdɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈbreɪdɪŋz]/

ترجمه

n. عمل بافتن؛ بافت یا بافتنی؛ طرح‌ها یا نقش‌های بافته‌شده؛ حالت بافته‌شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

hair braidings

پیچش مو

complex braidings

پیچش‌های پیچیده

doing braidings

انجام پیچش مو

intricate braidings

پیچش‌های پیچیده و ظریف

her braidings

پیچش موی او

fine braidings

پیچش‌های ظریف

show braidings

نمایش پیچش مو

tight braidings

پیچش‌های محکم

creating braidings

ایجاد پیچش مو

beautiful braidings

پیچش‌های زیبا

جملات نمونه

the intricate braidings in her hair were a work of art.

پیچیدگی‌های بافته شده در موهایش یک اثر هنری بود.

we studied the historical braidings of celtic knots.

ما به مطالعه بافت‌های تاریخی گره‌های سلتیک پرداختیم.

the mathematician explored new braidings of algebraic structures.

دانشمند ریاضی ساختارهای جبری جدیدی را بررسی کرد.

the weaver demonstrated complex braidings with colorful threads.

بافت‌کار بافت‌های پیچیده با نخ‌های رنگارنگ را نشان داد.

the artist used braidings to create a unique textile pattern.

هنرمند از بافت‌ها برای ایجاد یک الگوی منحصربه‌فرد پارچه استفاده کرد.

the cable's braidings provided extra strength and flexibility.

بافت‌های کابل استحکام و انعطاف‌پذیری بیشتری را فراهم کرد.

she admired the delicate braidings of the antique lace.

او به بافت‌های ظریف تور قدیمی علاقه داشت.

the engineer analyzed the braidings of the reinforced concrete.

مهندس بافت‌های بتن مسلح را تجزیه و تحلیل کرد.

the children loved watching the woman's hair braidings.

بچه‌ها از تماشای بافت موهای زن لذت می‌بردند.

the pattern involved intricate braidings of silver and gold.

الگوی شامل بافت‌های پیچیده نقره و طلا بود.

the sculptor incorporated braidings into the bronze sculpture.

مجسمه‌ساز بافت‌ها را در مجسمه برنزی گنجاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید