brailing

[ایالات متحده]/breɪlɪŋ/
[بریتانیا]/brayl-ing/

ترجمه

v. استفاده از یک برايل برای کشیدن ماهی یا تورها، به ویژه در کشتی‌های صیادی.

عبارات و ترکیب‌ها

brailing books

کتاب‌های بریل

brailing signs

علائم بریل

learn brailing

یادگیری بریل

use brailing

استفاده از بریل

brailing system

سیستم بریل

brailing font

فونت بریل

read brailing

خواندن بریل

write brailing

نوشتن بریل

brailing guide

راهنمای بریل

brailing tools

ابزارهای بریل

جملات نمونه

she is brailing the sails to adjust to the wind.

او در حال تنظیم بادها برای سازگاری با باد است.

the sailor demonstrated brailing techniques to the crew.

ملوان تکنیک های تنظیم باد را به خدمه نشان داد.

they practiced brailing the fishing nets after the catch.

آنها پس از گرفتن، تمرین تنظیم باد تورهای ماهیگیری را انجام دادند.

brailing helps in managing the boat's speed and direction.

تنظیم باد به مدیریت سرعت و جهت قایق کمک می کند.

he learned brailing as part of his sailing lessons.

او تنظیم باد را به عنوان بخشی از آموزش قایقرانی خود یاد گرفت.

proper brailing can prevent damage to the sails.

تنظیم باد مناسب می تواند از آسیب به بادبان ها جلوگیری کند.

during the storm, they focused on brailing the main sail.

در طول طوفان، آنها بر تنظیم بادبان اصلی تمرکز کردند.

she quickly learned the importance of brailing in sailing.

او به سرعت اهمیت تنظیم باد در قایقرانی را متوجه شد.

he was praised for his skill in brailing the sails.

او به خاطر مهارتش در تنظیم باد مورد تحسین قرار گرفت.

the captain instructed the crew on effective brailing methods.

کاپیتان خدمه را در مورد روش های موثر تنظیم باد راهنمایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید