branchial

[ایالات متحده]/ˈbrænʃɪəl/
[بریتانیا]/ˈbrænʃiəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا واقع در آبشش‌ها، به‌ویژه در ماهی‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

branchial arches

قفسه های آبشاری

branchial chamber

اتاق آبشاری

branchial teeth

دندان های آبشاری

branchial respiration

تنفس آبشاری

branchial lamellae

لامله های آبشاری

branchial vein

ورید آبشاری

branchial artery

سرخرگ آبشاری

branchial muscles

عضلات آبشاری

branchial region

منطقه آبشاری

جملات نمونه

the branchial arches are important in the development of vertebrates.

قوس‌های طاقچه ای در تکامل مهره داران مهم هستند.

branchial respiration is common in aquatic animals.

تنفس طاقچه ای در حیوانات آبزی رایج است.

scientists study branchial structures to understand fish evolution.

دانشمندان ساختارهای طاقچه ای را برای درک تکامل ماهی مطالعه می کنند.

branchial filaments play a key role in gas exchange.

فیلامنت های طاقچه ای نقش کلیدی در تبادل گاز ایفا می کنند.

some amphibians retain branchial features in adulthood.

برخی از دوزیستان در بزرگسالی ویژگی های طاقچه ای را حفظ می کنند.

branchial clefts are significant in embryonic development.

شکاف های طاقچه ای در رشد جنینی مهم هستند.

understanding branchial anatomy helps in veterinary medicine.

درک آناتومی طاقچه ای به کمک دامپزشکی کمک می کند.

branchial pressure can indicate respiratory distress in fish.

فشار طاقچه ای می تواند نشان دهنده مشکل تنفسی در ماهی ها باشد.

the branchial system is crucial for aquatic life forms.

سیستم طاقچه ای برای اشکال حیات آبزی بسیار مهم است.

branchial development varies among different species.

توسعه طاقچه ای در گونه های مختلف متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید